هستند - از جهت طبيعت بحث و نوع گفتوگو متنوّع بوده ، و هر كدام در يك افق ، غير از افق ديگرى قرار گرفته ، و در موارد استدلالى بهكلى با هم مغايرند ، لذا ناچاريم هر يك از پرسشهاى پنجگانه را ، جدا جدا اعاده داده ، و تحليل كرده و به پاسخش بپردازيم .
با اين همه ، بايد متوجه اين نكته بود ، كه اين بحثها همه در يك سطح نبوده و پارهاى از آنها به اندازهاى باريك ، و دور از فهم عادى است كه پس از كوشش زياد و تلاش بسيار ، در تنزل دادن آنها به سطح سخنان گذشته ، تازه براى غير اهل فن ، كاملًا مورد استفاده نخواهد بود .
مطلب اول
با رجوع به حديث مشهور « انّ للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطناً إِلى سبعة ابطن » سؤالهاى ذيل پيش مىآيد :
الف ) در حقيقت درونى مذهب تشيع ، درك معنوى و باطنى قرآن چه معنا دارد ؟
( ر . ك به احاديث و اخبار ) .
ب ) چگونه اين درك معنوى و باطنى قرآن مستلزم امامشناسى ، يعنى تصور شخصيت و ظهور معنوى امام است ؟
پاسخ سؤال اول
اخبار و احاديث ائمهء شيعه ، مطابق آنچه از قرآن شريف دستگير مىشود ، دلالت دارند بر اينكه انسان ، با ساختمان جسمانى خود در يك جهان جسمانى محسوسى ، تحت سيطرهء طبيعت ، زندگى مىكند و همهء اجزاى آن ، و من جمله خود انسان ، رو به انقراض رفته و راه هلاكت مىپيمايند . و در عين حال جهان و انسان پس از انقراض و انهدام ، دوباره به زندگى خود برگشته ، و انسان در اين زندگى دوم ، طبق عقايدى كه در