جاهل و حضرى و بدوى يافتند ، در نتيجه حقايق آفرينش و دقايق اسرار هستى ، با سادهترين بيانى در همان ظواهر دينى ذكر شده ، كه هر كس به اندازهء سطح فهم خود چيزى دريافت داشته باشد .
ولى مطالب فلسفى درخور فهم عامه - يعنى غير اخصائيين اين فن - نبوده و در انحصار جمعى است كه با « رياضيات عقلى » ورزيده شده ، و مىتوانند ميان برهان منطقى ، و ميان افكار اجتماعى و قياسات جدلى و خطابى تميز دهند .
همچنين مطالب كشفى و ذوقى ، مخصوص كسانى است كه با تعليمات دينى ، و رياضيات شرعى ، بدون ضم ضمايم ، آيينهء نفوس خود را صيقل زده ، و طبق عنايتهاى باطنى خدايى ، حقايق را مشاهده نمايند .
بارى ، در اثر همين انتقال فكرى ، اين دو فيلسوف ، قدمهاى نخستين را در اين راه برداشتند ، و پس از آنها در قرن ششم هجرى ، شهابالدين سهروردى « شيخ اشراق » 78 ميان ذوق و برهان را جمع كرد ، و فلسفهء اشراق را تجديد نمود ، و پس از آن در قرن هفتم هجرى ، فيلسوف و متكلم و رياضيدان معروف خواجهنصيرالدين طوسى 79 به توفيق ميان شرع و عقل پرداخت . و پس از آن در قرن هشتم هجرى شمسالدين محمد تركه 80 همين مسلك را با طرزى عميقتر پى ريزى كرده و آثارى از خود به يادگار گذاشت .
و پس از اينها در قرن يازده هجرى مير محمدباقر داماد 81 ، مسلكى قريب به مسلك اشراقيين پيمود ، و پس از آن صدرالمتألهين شيرازى 82 به تجديد فلسفهء اسلامى پرداخته و حقايق آفرينش را از هر سه راه ( ظواهر دينى و برهان و كشف ) مورد بحث قرار داد و كتبى در توفيق ميان ظواهر دينى و برهان و كشف ، و همچنين ميان ظواهر دينى و كشف تأليف نمود .
مكتب صدرالمتألهين هنوز زنده است ، و سه قرن و كمى بيشتر كه از عهد اين فيلسوف مىگذرد ، فلسفهء او مورد بحث و فحص بوده و جمع كثيرى را پرورش داده
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٩