اختلال ، دست كمى از ساير فنون اسلامى نداشته و بدون اينكه به تجزيه و تحليل و بحث و انتقاد پرداخته شده ، صحيح و سقيم از همديگر جدا شوند ، قابل اعتماد بود !
فنون عقلى : از قبيل فلسفه ، طبيعيات و رياضيات كه در اواخر خلافت امويين و اوايل خلافت عباسيين از يونانى ، هندى ، سريانى ، و فارسى به عربى ترجمه شده بود ، اگرچه در اوايل حال به زور مقام خلافت در مقابل محيط مخالفت ، از خود مقاومتى نشان داد ، 66 ولى پس از چندى منكوب شده ، معلمين و متعلّمين آنها ، جزو اهل بدعت و ضلالت به شمار آمدند و كتابهاى آنها راه نابودى پيمودند ، مگر امثال طب و حساب و هندسه كه تا حدى از توفان افكار مخالف كنار ماندند .
اين است شمهاى از جهات اختلال و بىنظمى كه در علوم اسلامى مشاهده مىشود .
تنها علوم و فنونى كه در آنها تقريباً تلاش درست به عمل آمده و كنجكاوى با ارزشى شده ، فن تجويد ، و قرائت قرآن و فنون ادبيات عربى است كه تقريباً مجاهدهء مسلمين در آنها به حد نصاب رسيده است ، ولى بقيهء فنون و علومى كه ميان مسلمين داير شد ، حال آنها از جهت اختلال ، همان بود كه شرح داده شد .
مشاهدهء اين اختلال در علوم اسلامى ، پس از بسته شدن در خانهء اهل بيت ، ايمان شيعه را به دستور قطعى پيغمبر اسلام در خصوص ملازمت تعليمات اهل بيت ، محكمتر نمود .
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٩