عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
« 1 » در آيات قرآن مجيد تدبّر كنند ، و دقايق و لطايف آن را با فكر و انديشه به دست بياورند .
پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام ، مردم را به قرآن مجيد راهنمايى كردهاند ، و آن را يگانه مرجع براى حل اختلاف اخبار ، معرفى نمودهاند . « 2 » . و لكن ، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام از تفسيربه رأى منع اكيد كردهاند ، « 3 » زيرا چيزى را بدون حجت قطعى ، نمىتوان به خدا نسبت داد . خود قرآن مجيد نسبت دادن چيزى را به خدا بدون حجّت بهتان و افتراى به خدا مىداند ، و آيات بىشمارى دراين باره هست . پس بايد قرآن را تدبّر نموده و كمال احتياط را در فهم معانى آن به كار برد ، كه يا بايد دلالت قرآن قطعى بوده باشد ، و يا اينكه در تعيين مراد به يك دليل قطعى ديگرى تمسّك كرد .
حجت قطعى ، يا خود قرآن است ، و يا بيان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى »
« 4 » و يا بيان اهلبيت عليهم السلام ( ادلهء مرجعيّت علمى اهل بيت مفصلًا توضيح داده شده است ) .
محكمات قرآن مجيد ، كه دلالت قطعى دارد ، مىتواند متشابهات آن را تفسير كند ، زيرا محكمات امالكتاب است ، يعنى مرجع كتاب است كه در حل كتاب بايد به آنها مراجعه نمود .
امام رضا عليه السلام مىفرمايد : هر كس متشابه قرآن را به محكمش برگرداند ، مسلماً به راه راست هدايت شده است . « 5 »
و اميرالمؤمنين على عليه السلام در وصف قرآن مىفرمايد : « كتاب اللَّه تبصرون به و تنطقون
هامش
( 1 ) بقره ، آيه 22
( 2 ) . وسائل ، ج 3 ، كتاب قضا و بحار ، ج 1 ، و برهان ، ص 28 و 29
( 3 ) . وسائل ، ج 3 ، كتاب قضا و بحار ، ج 2 و 19 و مقدمهء تفسير برهان
( 4 ) نجم ، آيهء 3 - 4
( 5 ) وسائل ، ج 3 ، كتاب قضا ، ص 379 ، چ 1