معلوم مىشود كه متكلمين شيعه هر يك در يك قسمت تخصص به سزايى داشتهاند .
از گفتار ابنخلكان در وفيات الأعيان ، در ترجمهء امام ششم عليه السلام چنين برمىآيد كه جابربن حيان از حضورش در قسمت شيمى استفاده كرده است . گويد كه امام ششم « 500 رساله » در شيمى داشته ، آنها را جابر از حضرت نقل كرده ، و بستانى نيز در دايرةالمعارف ، ج 6 در ترجمهء آن حضرت گويد : امام عليه السلام مقالههايى در علم كيميا ( شيمى ) دارد و شاگردش جابربن حيان ، كتابى تأليف نمود در حدود هزار ورق كه متضمن رسالههاى جعفرالصادق است ، و آن رسالهها « 500 رساله » بود .
و مىافزايد كه گفتهاند : هر وقت جابر مىگفت : « قال سيدي أوسمعت سيدي » مقصودش آن حضرت بود . « 1 »
جرجى زيدان در مجلهء الهلال ، سال 10 ، شمارهء 8 گويد : از غرائب آنچه ما ديديم اين است كه فرنگىها ، در ترجمهء حال جابر ، ازعرب بيشتر اهميت مىدهند ، و آنها در وصف خودش و كتابهايش بحث و اعتراف كردهاند كه وى اول مخترح كيمياى قديم و شيمى جديد است . و كتابهاى او در كتابخانههاى اروپا موجود است . « 2 »
براى مزيد توضيح به كتاب الامام الصادق دكتر محمد يحيى هاشمى و زندگانى جعفربن محمد مراجعه شود .
از اين مختصرى كه ما نقل كرديم معلوم مىشود كه ، امام ششم عليه السلام اول كسى است كه شاگردها را به حسب استعداد و ذوق ، به تحصيل رشتههاى مختلف واداشته و براى هر يك فن اختصاصى قائل شده است و شاگردهاى برجسته و ممتازى به دنياى علم تحويل داده است . براى مزيد اطلاع به ج 4 ، بحار و توحيد صدوق و احتجاج 1 رسى ، 4 طبرسى هم مراجعه شود .
هامش
( 1 ) . دائرةالمعارف ، بستانى ، ج 6 ، ص 487
( 2 ) . مطرح الأنظار ، فيلسوف تبريزى ، ج 1 ، ص 300 - 305