امام عليه السلام تبعيّت نموده و به تأليف مشغول شدند . « 1 »
اصحاب اميرالمؤمنين عليه السلام نيز مشغول تأليف شدند و رشتهء كار را به دست آيندگان دادند ، و بالنتيجه تأليف و مؤلفين زياد شدند ، و در عصر امام پنجم و ششم - كه عصر نهضت علمى شيعه بايد ناميده شود - به قدرى مردم به علم و تأليف اقبال نمودند كه اسامى مؤلفين و كتابها به شماره نمىآيد ، بايد به كتابهاى نجاشى و شيخ و منتهى المقال مراجعه شود .
و بالاتر از همهء اينها ، كتاب الذريعه كه در مجلدات زيادى ، مؤلفات شيعه را احصا كرده است ، و مسلماً بسيارى از كتب شيعه به دست مؤلف الذريعه هم نرسيده است .
خلاصه ، شيعه در هر عصرى مؤلفين زيادى داشته و احاديث را بدينوسيله از هرگونه دستبرد و تحريف و فراموشى حفظ مىكرده و بالخصوص امام پنجم و ششم دستور داده بودند كه كتابها را حفظ كنند و فرمودند زمانى خواهد آمد كه به كتابها احتياج پيدا مىكنيد و آنها يگانه مرجع شما خواهد شد . « 2 »
از عصر اميرالمؤمنين على عليه السلام ، شيعه در غير علم حديث نيز تأليف كتاب نمودند .
سليم بن قيس هلالى كتابى در امامت به صورت كتاب تاريخى نوشته است ، و مىتوان او را بنيانگذار بحث كلام شمرد ، ولى كتابش به سبك آن عصر نوشته شده و مانند يك كتاب تاريخ يا حديث به نظر مىرسد .
عبداللَّه بن ابىرافع كتابى در اسامى صحابهء پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله كه در ركاب على عليه السلام بودند نوشت ، و بنيان تاريخ يا رجال و تراجمنويسى را گذاشت . و در عصر او يا بعد از او ، ابومخنف مورخ معروف به تأليف تاريخ پرداخت .
ابورافع كتابى در فقه نوشته و ابواب فقه را از هم جدا كرد ، و ابواب صلاة ، زكات ،
هامش
( 1 ) . المراجعات ، ص 320 و 321 و الذريعة ، ج 1 ، ص 14 و معالم العلماء ، در اول كتاب و تأسيس الشيعة ، ص 279 و 281 و 284
( 2 ) . بحار ، ج 1 ص 117 - 120 و وسائل ، ج 3 ، كتاب قضاء