نموده است ، و روش شيعه علم است نه ظن و شك و حدس .
ما نمىخواهيم بگوييم كه در اخبار شيعه دست جعل و تحريف راه پيدا نكرده است ، بلكه نظر اين است كه در قرن اول و دوم ، هنگامى كه مردم در اطراف ابوهريرة و سمره و نعمان بنبشير و كعب الأحبار و عكرمه و مروان و عمروبنالعاص و أحمدبن حنبل و أبوحنيفه و قتاده و ديگران جمع شده و اخذ حديث مىنمودند ! شيعه اطراف اميرالمؤمنين على عليه السلام و فرزندان گرامىاش گرد آمده و به فراگرفتن حديث مشغول بودند .
اين است روش شيعه در اخذ علوم و اما روش اهلبيت در تعليم و تربيت ، كه قهراً روش شيعه هم در علوم - همان است كه از كتب شيعه جمعآورى شده و بدينگونه خلاصه مىشود :
تأليف كتاب
1 . على عليه السلام بر خلاف نظريهء خلفاى پيش از خود ، درس و تدوين حديث را تجويز ، بلكه واجب نمود همانطورى كه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله دستور تعليم و تعلّم را مىداد . « 1 »
على عليه السلام نيز مىفرمود :
تذاكروا الحديث فانكم إلا تفعلوا يندرس ؛
حديث را مذاكره كنيد ، زيرا اگر مذاكره نكنيد ، از بين مىرود . « 2 »
پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله امر به نوشتن حديث نموده ، على عليه السلام و فرزندانش نيز قولًا و عملًا با نوشتن حديث موافق بوده ، بلكه به آن امر مىكردند . « 3 »
از صحابه در عصر خلفا ، از غير على عليه السلام ، تدوين حديث و تأليف كتاب نقل نشده ،
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم ، ج 1 ص 87 و 89 - 91 - 100 كنزالعمال ، ج 5 ، ص 200 - 212 و 243 - 221
( 2 ) . كنزالعمال ، ج 5 ، ص 242 ، المستدرك ، حاكم ، ج 1 ، ص 95
( 3 ) . تدريب الراوى ، سيوطى ، و ذريعة ، ص 6 و 7 ؛ و بحار ، ص 107 - 111 و وسائل ، ج 3 ، ص 375 چاپ اول