دوازده نفر ، جز دانش و فضل و تقوا ، چيز ديگرى نقل نشده است و با اينكه مورخين شديداً تحت تأثير حكومت وقت و عوامل محيط بودند ، باز از ائمهء شيعهء اثنى عشريه با عظمت و تجليل اسم برده و مقامشان را تنزيه كردهاند .
ما مختصرى از كلمات آنها را در اينجا نقل مىكنيم :
الف ) ابن حجر در صواعق ، ص 93 ، به عصمت اهل بيت اعتراف نموده و در ينابيع الموده در ذيل حديث : « الخلفاء بعدي اثنىعشر » از بعضى محققين مدح دوازده امام را نقل كرده است .
ب ) سعيدبن مسيّب گويد : جز على بنابىطالب ، احدى « سلونى » را نگفته است . « 1 »
ج ) ديگرى گويد : اگر على عليه السلام از جنگ فراغت پيدا مىكرد ، از اين علمها به قدرى به ما مىرسيد كه دلها تاب آن را نداشت . « 2 »
د ) زهرى گويد : من پرهيزكارتر از على بن حسين عليه السلام نديدم . « 3 »
ه ) عبداللَّه بن احمد بن حنبل گويد : از پدرم دربارهء على و معاويه سؤال نمودم ، در پاسخ من گفت : على عليه السلام دشمن زيادى داشت ؛ هرچه جستوجو كردند براى او عيبى پيدا كنند نيافتند ، مجبور شدند براى اينكه على را از بين ببرند دشمن او را مدح كنند . « 4 »
و ) خدا اصحاب پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله را در موارد زيادى مورد عتاب قرار داده ، جز علىبن ابىطالب كه خدا او را ياد نكرده مگر به خوبى ، و دربارهء على عليه السلام 300 آيه نازل شده است . « 5 »
ز ) عطا گويد : در ميان صحابه داناتر از على بن ابىطالب عليه السلام نبود . « 6 »
هامش
( 1 ) . صواعق ، ص 76 ، و ينابيع المودة ، طبع استانبول ، ص 74 و تاريخ الخلفاء ، ص 115 ، و اسدالغابة ، ج 4 ، ص 22
( 2 ) . الصواعق المحرقة فيالرد على أهل البدع و الزندقة ، ص 73
( 3 ) . نورالأبصار ، ص 139
( 4 ) . صواعق ، ص 76
( 5 ) . همان ، ص 76 و تاريخ الخلفاء
( 6 ) . اسدالغابة ، ج 4 ، ص 22