ح ) ابن حجر گويد : در اينكه ابوجعفر ( امام پنجم ) كنوز حقايق احكام ، و معارف و حكم و لطايف بود ترديدى نيست مگر براى كسى كه چشم بصيرت نداشته باشد ، و از اين جهت او را باقرالعلم گفتند . « 1 »
ط ) ابن حجر در صواعق ، ص 121 و ابن خلكان در وفيات الأعيان ، ص 105 و بستانى در دائرةالمعارف ، ج 6 ، ص 478 و نورالأبصار ، ص 146 دربارهء امام ششم گويند :
آن حضرت از سادات اهل بيت است ، و به « صادق » ملقب شد ، زيرا راستگو بود ، و فضلش مشهورتر از آن است كه ذكر شود ؛ و به قدرى علم از آن حضرت نقل شده كه در همهء بلاد معروف است .
ى ) ابنحجر در خصوص امام هفتم گويد : كه وارث پدرش در علم و معرفت و كمال و فضل مىباشد . « 2 »
على عليه السلام در خطبههاى خود ، از علم و فضل اهل بيت سخن گفته و مردم را به سوى آنها دعوت مىفرمايد . « 3 »
در يكى از خطبهها مىفرمايد : « هم عيش العلم و موت الجهل يخبركم حلمهم عن علمهم الخ » . و علامهء فقيد در المراجعات ، صفحات 15 - 18 جملات خطبهها را با ذكر مصادر ثبت كرده است .
نتيجهاى كه از اين مقدمه گرفته مىشود اين است كه شيعه در علوم اسلامى : فقه ، تفسير ، معارف ، اخلاق و ساير علوم به ظن و حدس و شك و ترديد اعتماد نكرده ، بلكه مطالب را از سرچشمهء حقايق و مراكز علم الهى و وارث پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله اخذ
هامش
( 1 ) . صواعق ، ص 112
( 2 ) . همان ، ص 121
( 3 ) . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابىالحديد ، ج 1 ، ص 189 و 185 و 201 و 214 و ج 2 ، ص 58 و 259 و ديگر موارد مراجعه شود