امامت است و همچنين گناه ، در امام راه ندارد ، و لذا ائمهء اهلبيت معصوم مىباشند .
اين موضوع را در كتابهايى كه دربارهء امامت نوشته شده ، با دلايل و نصوص قطعيّه و متواتره اثبات نمودهاند . ما براى نمونه به ذكر چند دليل اكتفا مىكنيم :
1 . آيهء تطهير :
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ »
. « 1 »
اين آيه ، رجس يعنى شرك و گناه و پليدى را از اهل بيت نفى كرده است ( ر . ك به توضيح شماره 53 ) .
2 . آيهء :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » .
آيهء شريفه ، اطاعت از اولىالأمر را در رديف اطاعت خدا و رسول واجب نموده است ، يعنى اولوالأمر هر چه بگويند ، بايد اطاعت شود ، پس بايد أولوالأمر معصوم باشند ؛ كه بر خلاف اوامر خدا امرى صادر نكنند ، چنانچه فخر رازى نيز به اين معنا اعتراف نموده است .
3 . حديث ثقلين ، بحث در اين حديث سابقاً گذشت و براى مزيد اطلاع به مدارك گفته شده رجوع شود . « 2 »
اين حديث دلالت دارد بر اينكه اهل بيت در رديف قرآن هستند و ضلالت و گمراهى در آنها نيست .
4 . حديث سفينه ، « 3 » اين حديث دلالت مىكند - همان طورى كه ابن حجر گويد - بر اينكه هر كس آنها را دوست بدارد و طريقهء آنها را بگيرد ، از ظلمت اختلافات نجات پيدا مىكند و اگر جهل و خطا و گناه در اهلبيت راه پيدا مىكرد ، اتباع آنها وسيلهء نجات حتمى نمىشد .
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيه 33
( 2 ) . رسالهء حديث ثقلين ، طبع قاهره ، قوامالدين وشنوى و تفسير برهان ، ج 1 ، ص 9 - 14 و 26 و 28 و عبقات الأنوار ، ج 12 و المراجعات ، ص 10 - 22 و 23 و صواعق ابن حجر ، ص 75 - 89
( 3 ) . براى مزيد اطلاع ر . ك به صواعق ، ص 89 - 111 ؛ و المراجعات ، ص 23 - 25