رضا عليه السلام را در مقابل آنها عاجز كند . « 1 » و لكن ، نتيجه هميشه معكوس مىشد و امام عليه السلام غالب مىآمد .
خلفا از اين نظر بسيار ناراحت بودند و خواستند كه با وارد كردن علم نجوم و طب و فلسفه بتوانند از نفوذ و اشاعهء طرز فكر خدايى اهلبيت بكاهند . يعنى مردم وقتى كه مطالب فلسفهء يونان را بشنوند ، و درخشندگى فلسفه و علوم مادى را ببينند ، شيفتهء علوماهل بيت نمىشوند و شايد خيال مىكردند كه امام معصوم در مقابل اين علوم زانو بزند !
خلفا ملت اسلامى را براى حفظ منافع خود چقدر از حقايق علمى ، اجتماعى ، اخلاقى و . . . دور ساختهاند ؟ خدا مىداند ، براى نمونه و شاهد مثال مىتوان گفت كه :
در مقابل علوم اخلاقى خانوادهء رسالت ، كتاب كليله را ترجمه كردند ! و در مقابل حقايق قرآن و سخنان فرزندان پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله به ترجمهء كتب يونانيان پرداختند .
67 . روش شيعه در علوم
عصمت أئمه
شيعه ، همانطورى كه نبوت را يك منصبالهى دانسته و پيغمبر را معصوم مىداند ، و براى اين موضوع دلايل زيادى اقامه نموده است كه در جاى خود مذكور است :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً * لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسالاتِ رَبِّهِمْ »
. « 2 »
همانطور ، امامت را نيز يك منصب الهى مىداند و شئون نبوت را بجز پيامبرى ، براى امام نيز قائل است .
پس به اعتقاد شيعه ، خطا و اشتباه ، نسيان و جهل ، در ميان علومالهى كه منصب
هامش
( 1 ) . عيون اخبارالرضا
( 2 ) . جن ، آيات 26 و 27 و 28