تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
« ابن‌مقفّع » كه از خانوادهء زرتشتى بود ، در اين موضوع سهم مهمى دارد . و بسيارى از آن ترجمه‌ها ، كه در سدهء دوم هجرى انجام يافته بود ، نابود شد و نخستين ترجمه‌اى كه به دست آمده ، در سدهء سوم هجرى صورت گرفته است كه زمان مأمون است . مؤلف كتاب تاريخ فلسفهء اسلام در اطراف كتاب‌هاى ترجمه شده و مترجمين زياد سخن گفته است . خلاصه ، ترجمهء كتب فلسفه غالباً در عصر هارون و مأمون بوده است ، حالا آيا حقيقتاً حب علم و دانش آنها را وادار كرده است كه اين عمل را صورت داده‌اند و يا اين‌كه منظور سياسى داشته‌اند ؟ مسأله‌اى است كه بايستى با تجزيه و تحليل كاملًا عميقانه و بىطرفانه از تاريخ حقيقت آن را پيدا نمود . اگر به طور دقيق ، در تاريخ خلفا بنگريم ، خواهيم ديد كه اينها منظورى جز حفظ منافع مادى و سلطنت خود نداشتند و موضوعى كه نظر خلفا را به خود جلب كرده بود ، موضوع اهل بيت بود كه مىديدند مردم علاقهء مخصوصى به اين خانواده پيدا مىكنند ، و رفته‌رفته نفوذ معنوى آنان بيشتر مىگردد . البته ، عامل اساسى در اين نفوذ هم جنبهء علمى اهل بيت بود ، كه مردم را از اقصى نقاط ممالك اسلامى به سوى آنها مىكشانيد و مطالب پوچ متكلمين نيز در مقابل علوم اهل‌بيت ارزشى نداشت . بزرگ‌ترين دانشمندان عصر در مقابل عظمت علمى امام صادق عليه السلام خود را مىباختند و در بحث‌هاى علمى شكست مىخوردند . حتى ابن ابى العوجا گفت : در روى زمين اگر روحانيى در صورت انسان باشد ، جعفربن محمد است . « 1 » مأمون جلسات زيادى تشكيل داد و دانشمندان را جمع كرد ، بلكه بتواند امام
هامش
( 1 ) . احتجاج ، طبرسى
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 363 | السيد محمدحسين الطباطبائي