تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
و شكنجه‌هايى ديد كه در تاريخ ثبت شده است . « 1 » صالح بن كيسان در كيفيّت تدوين حديث گويد : من با زهرى كه هر دو طلب علم بوديم اجتماع كرديم . زهرى پيشنهاد داد كه حديث را بنويسيم ؛ من و او مشغول جمع‌آورى حديث شديم تا تمام كرديم . زهرى سپس گفت : هرچه از صحابه هم رسيده است بنويسيم ، ولى من گفتم : آنها را من نخواهم نوشت ، زهرى آنها را هم تدوين نمود . « 2 »

64 . جامعهء فرسوده ؟

جهان هستى با اين عظمت و نظم مخصوص ، روى قوانين طبيعى براى هر چيزى ، مدتى و اجلى ، قرارداده است . هر درختى - گياهى ، حيوانى و انسانى - در تحت اين قانون مندرج است و هم‌چنين هر اجتماع و ملتى اجل مخصوصى دارد ، و به طور كلى هر چيز مادى - كه در عالم مادى وجود دارد - از اين قانون بيرون نيست . قرآن مجيد مىفرمايد :
« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
؛ « 3 » براى هر امتى مدتى هست ، زمانى كه اجلشان فرا رسيد ، ساعتى تقديم و تأخير ندارند . زمامداران نالايق مسلمانان ، آن معنويت و حقيقت را كه وابسته به نبوت بود از دست دادند ، و حكومت مادى را اختيار كردند ، و قهراً روى قوانين طبيعى روزى در حالت طفوليّت بودند ، ( تا اوايل عباسيان ) بعداً مدتى جوان ماندند و كم كم فرسوده شده و از بين رفتند .
هامش
( 1 ) . الفصول المهمة ، مقدمه ( 2 ) . كنزالعمال ، ج 5 ، ص 249 ( 3 ) . اعراف ، آيه 33