تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
صحابه ، جمع‌آورى نموده و تدوين حديث كردند . « 1 » و عمربن عبدالعزيز از سال 99 تا 101 خلافت نمود . « 2 » بنابراين ، تقريباً 81 سال حديث تدوين نشد ، صحابه مردند و حديث نكردند ، و يا اين‌كه حديث نمودند و نوشته نشد ، فراموش گرديد و از بين رفت . اى كاش همان‌طورى كه عمر قبل از اين‌كه صحابه بميرند و قرآن از بين برود مىترسيد - با اين‌كه قرآن را عده‌اى در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله تدوين نموده بودند « 3 » - در موضوع مهم حفظ حديث هم مىترسيد ، و حديث نوشتن را قدغن نمىكرد ! و در اين صورت بود كه قهراً حديث نوشته شده ، و از فراموش شدن و تحريف مصون مىماند . 81 سال حديث در سينه‌ها ماند ، و يا اصلًا فراموش شد و يا در اثر فراموشى و گذشت زمان تحريفات زيادى در آنها رخ داد . تعجب اين‌جاست : خود عمر كه امر مىكرد علم را بنويسند ، « 4 » چگونه از نوشتن حديث منع كرد ؟ مگر حديث علمى نبود ؟ على عليه السلام ، در اين جهت ، عملًا با عمر مخالفت كرد و آثار نبوى را به دستور حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله نوشت ، اهل‌بيت عليهم السلام آن را كتاب على مىنامند . و احاديثى از آن روايت مىكنند ، و اين كتاب را عده‌اى از رجال شيعه مانند : زراره و محمدبن عذافر ديده‌اند ، ولى قسمتى از احاديث را كه مخالف نظريهء حكومت وقت بود كتمان نمودند . « 5 » و از ترس آنان نتوانستند اظهار كنند ، و امام نسائى با نوشتن كتاب خصائص اذيت‌ها
هامش
( 1 ) . بخارى ، ج 1 و العلم و جواهر الأدب ، ص 390 ، و سال اول مكتب تشيع ، مقالهء الحديث عندالشيعه ، از ابونعيم ، در تاريخ اصبهان ، و تدريب الراوى سيوطى ( 2 ) . التنبيه والاشراف ، ص 285 و 276 و كامل ، ج 5 ، ص 14 ( 3 ) . فهرست ابن نديم ( 4 ) . المستدرك ، ج 1 ص 106 ( 5 ) . ابن‌ابىالحديد ، ج 3 ، ص 15 و النصايح الكافية ، ص 72 و 73