و علاوه بر اينها ، يهوديان تازه مسلمان ، به قدرى در خصوص قرآن ، جعل خرافات كردند ، كه اندازه ندارد .
بدين سبب دانشمندان علوم اسلامى نتوانستند به صحت همهء روايات وارده اطمينان پيدا كنند و درس حديث را آغاز كردند ، تا صحيح را از سقيم و درست را از نادرست تشخيص دهند .
و روى همين اصل بود كه « بخارى » از 600000 حديث 2600 حديث را صحيح دانست و « مالك » از اين همه احاديث منقوله 300 حديث را درست تشخيص داد ! « 1 »
و ابوحنيفه فقط هفده روايت را صحيح مىداند ! و « امام مسلم » در اول كتاب خود ، جمعى از دروغگويان را نام مىبرد .
راستى مطالعهء كتب تاريخى و حديث انسان را متحيّر مىسازد ؛ زيرا اخبار مجعوله را مىبيند كه بزرگان اهلسنت ، در كتابهاى خود نقل كردهاند ، و تعجب مىكند كه ، چگونه صحابهء « معصوم ! » و مجتهدين بىخطا يا تابعين ، به اسم صحابه ، اينها را جعل نمودهاند و اين دانشمندان در كتابهاى خود آنها را نقل كردهاند ؟
رواياتى كه مىگويند : « خدا در روز قيامت با چشم ديده مىشود » ! « 2 »
و ابوبكر و عمر آقاى پيرمردان بهشتند ! و داود در حال نماز مرغى را ديد ، نمازش را قطع كرد و دنبال مرغ رفت تا چشمش به زنى افتاد و شوهر او را به جنگ فرستاد ، به اين غرض كه او كشته شود و زنش را بگيرد .
و پيغمبر اسلام چشمش به زن زيد افتاد و . . . .
و صدها و هزارها امثال اينها كه انسان شرم دارد آنها را در كتاب خود بنويسد .
پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله اين اوضاع را از پشت پردههاى زمان ، با چشم رسالت مىديد ، لذا
هامش
( 1 ) . مقدمهء ابن خلدون و دائرةالمعارف فريد وجدى
( 2 ) . ر . ك . به كلمة حول الرؤية ، علامهء شرفالدين