پسرهاى معاويه را نوشت و آماده نمود .
معاويه گفت : چرا عدهاى از فرزندان مرا ننوشتى ؟
« ذكوان » گفت : شما مگر غير از اينها ، فرزند ديگرى هم دارى ؟
معاويه گفت : مگر فرزند دختران من فرزند من نيستند ؟
ذكوان وقت را غنيمت شمرده گفت : چگونه پسران دختر پيغمبر فرزندان او نيستند ، ولى فرزندان دختر تو فرزند تو مىباشند !
معاويه در پاسخ واماند و گفت : اين سخن را در جاى ديگر اظهار نكن . « 1 »
بعداً عباسىها مطلب را خيلى اهميت داده و شديداً تعقيب نمودند ، حال آنكه پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله فرموده بود : ذريّهء هر پيغمبرى ، از صلب خودش ، و ذريّهء من از صلب علىبن ابىطالب و فاطمه است . « 2 »
و مىفرمود : اينها ( حسن و حسين ) پسران من هستند . « 3 »
ما براى ملاحظهء اختصار ، از ذكر ساير امتيازهاى اهل بيت صرفنظر مىكنيم و به عنوان نمونه اشاره مىكنيم كه :
سيوطى در تاريخ الخلفاء ، ص 115 نقل كرده كه 300 آيه در قرآن مجيد در شأن على عليه السلام نازل شده است .
54 . آل على را نشناختند
در عصر اموى مردم - بالخصوص اهل شام - على و آل على را نشناختند . مثلًا از يكى از عقلاى شام پرسيدند :
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ، ص 164
( 2 ) . اسعاف الراغبين ، ص 133 و كفايةالطالب ، ص 237 و 238 و ينابيع المودة ص 136 ، 183 ، 214 ، 221 ، 222 ، 250 ، 255 ، 258 ، 259 ، 336
( 3 ) . ابن عساكر ، ج 4 ، ص 152 ، 204 و فصول المهمة ، ص 158 و كفاية الطالب ، ص 209 . گنجى شافعى در كفاية الطالب ، ص 235 و ابن ابىالحديد ، ج 3 ، ص 9 نيز در اين موضوع بحث كردهاند