تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
ما براى نمونه ، در اين‌جا داستانى را نقل مىكنيم كه از دو نظر مورد استشهاد است : يكى آن‌كه : مسلمان‌ها ، در صدر اول اهل فكر و تحقيق نبودند . دوم اين‌كه : مردم از اهل‌بيت دور بودند و آنها را مرجع علم نمىدانستند . نافع‌ابن الأزرق ( يكى از خوارج ) پيش ابن عباس آمد و گفت : اى ابن عباس ! دربارهء مورچه ، فتواى خدا را براى من تعريف كن ! ابن‌عباس سر به زيرانداخت و چيزى نگفت . امام حسين عليه السلام كه در همان‌جا نشسته و آن دو را تماشا مىكرد فرمود : پسر ازرق ، اين‌جا بيا تا پاسخ تو را بگويم . نافع گفت : من از تو نمىپرسم . ابن عباس گفت : اى پسر ازرق ، حسين عليه السلام از اهل بيت نبوت است و آنها وارث علم هستند ، پس از معرفى ابن عباس ، نافع رو به حضرت آورد و حاضر به شنيدن سخنان امام شد . ابن عباس با آن مقام ، ياراى جواب ندارد ، و پرسش‌گر هم حسين عليه السلام را در مقابل ابن عباس مركز علم نمىداند .

56 . تأليف و كتابت ممنوع بود « 1 »

نقل كرده‌اند كه ابوبكر به فكر جمع‌آورى احاديث افتاد و پس از اين‌كه پانصد حديث از احاديث را تدوين نمود ، آنها را سوزانيد ! و عمر نوشتن حديث را روى اجتهاد خود قدغن كرد ، حتى اين‌كه به شهرهاى اسلامى نوشت كه هر كس حديثى نوشته است ، بايد آن را محو كند ! عمر اين اجتهاد را كرد و حديثى نيز از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله براى اثبات عقيدهء او نقل
هامش
( 1 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 297 و النص و الاجتهاد ، ص 75 و كنزالعمال ، ج 5 ، ص 239 و مكتب تشيع ، سال اول مقالهء « الحديث عندالشيعة » ص 63 - 74 و فجرالاسلام ، احمد امين
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 352 | السيد محمدحسين الطباطبائي