و يزيد هنگامى كه سر حسين بن على عليهما السلام را در مقابل خود ديد ، از فرط شادى اشعارى سرود و گفت :
لست من خندق إن لم انتقم * من بنى أحمد ما كان فعل
من از خندق نيستم اگر از اولاد احمد انتقام كارهاى او را نكشم ! اى كاش پدران من ، كه دربدر از دم شمشير او گذشتند ، زنده بودند و مىديدند كه چه انتقامى از اولاد پيغمبر گرفتم .
مروان كه حاكم مدينه بود ، روزى به امام حسن عليه السلام ناسزا گفت . آن حضرت فرمود :
هيچوقت به تو ناسزا نخواهم گفت ، تا در پيشگاه خدا به محاكمه حاضر شويم . « 1 »
اگر بخواهيم بدانيم كه روزگار به آل على چقدر سخت گرفته و آنها چه اندازه ناگوارىها ديدهاند بايستى از اميرالمؤمنين على عليه السلام بشنويم كه فرمود :
مانند كسى كه استخوانى در گلويش گير كرده ، و يا ريگ در چشمش مانده باشد ، صبر كردم . « 2 »
و يا از فاطمهء زهرا كه مىفرمايد : كردارهاى ناگوار و ستمهاى شما را مانند كسى كه با نوك نيزه ، به سينه و شكمش بكوبند ، و يا اينكه رگهاى بدنش را قطعه قطعه كنند ، متحمل مىشوم ( به خطبهء مفصل آن حضرت رجوع شود ) .
سلب امتيازهاى اهل بيت
اهل بيت امتيازهاى زيادى ، به حسب نص قرآن مجيد و بيان پيغمبر اكرم داشتند :
الف ) سابقاً اثبات كرديم ، كه مراد از اهل بيت در آيهء
« إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ »
على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام است و اين آيه مىرساند كه اهلبيت معصوم از گناه يعنى خداوند آنها را از گناه تطهير فرموده است . و اين امتياز
هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 127
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبه شقشقيه