تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
پيغمبر را ديده و كلمه‌اى از آن حضرت شنيده بودند - به اوج عظمت و آقايى رسيدند . ميدان حديث ، رفته رفته به حسب احتياجات مردم ، وسيع‌تر شد و بازار صحابه پررونق گرديد . و لكن ، روح تحقيق - در معارف و احكام - در آن عصر ديده نمىشود . صحابه و يا آنهايى كه بعداً مسلمان شده بودند ، فقط به نقل اقوال و افعال پيغمبر اكرم مىپرداختند . از عمر روايت شده كه گفت : صاحبان رأى دشمنان سنت پيغمبرند ! آنها از حفظ نمودن حديث عاجز شدند و اتخاذ رأى نمودند . « 1 » آرى ، فقط اعضاى مؤثر دولت ، به صلاح ديد خود ، بعضى از احكام را تحت ماسك « اجتهاد » عوض مىكردند ، و خود صحابه به هيچ‌وجه به تحقيق دربارهء دروغ يا راست بودن حديث و يا فكر در اصول دين و مطالب عقلى ، نمىپرداختند . و شايد صلاح حكومت وقت نيز در اين بود كه مردم روح انتقاد و تحقيق نداشته باشند ، تا اين‌كه هر چه كارگردانان حكومت مىگويند بپذيرند . و در واقع همين‌طور هم بود ، روزى كه عمار در جنگ صفّين كشته شد ، مردم شام به حسب روايتى كه از پيغمبراكرم صلى الله عليه و آله نقل شده بود : « عمار را فرقهء ستم‌كار خواهند كشت » به جنب و جوش افتاده و زبان اعتراض و انتقاد را گشودند ، ولى معاويه از ترس اين‌كه مبادا لشكرش متفرق شوند ، گفت : ما عمار را نكشتيم ، بلكه او را على كشته است ! زيرا اگر على او را به ميدان جنگ نمىآورد ، كشته نمىشد ! « 2 » اهل شام به مغالطه‌كارى و سفسطه‌بازى معاويه توجه نكرده و به همين كلمه قانع شدند .
هامش
( 1 ) . كنزالعمال ، ج 5 ، ص 232 ( 2 ) . النصائح الكافية ، ص 18 - 19 و ابن‌ابىالحديد ، ج 2 ، ص 274 و كامل ، ج 3 ، ص 124