تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
عبدمناف بن قصى . « 1 » معاويه پسر ابوسفيان بود و ارثى را كه از پدر برد ، ناپاكى ، خيانت ، آدمكشى ، دسيسه و نيرنگ بود . و لذا با على از در مخالفت درآمد و در اين راه از هيچ جنايت ناجوانمردانه‌اى فروگذارى نكرد . براى قتل عثمان مخفيانه توطئه چيد و سپس به وسيلهء عمال خود پيراهن او را به دست آورد و آن را بر ضد على علم كرد . طلحه و زبير را با توطئه‌هاى خائنانه‌اى برانگيخت تا با على بجنگند ؛ و در نتيجه ، فاجعهء جنگ « جمل » پيش آمد . و وقتى در آن جنگ شكست خورد خود او مستقلًا به جنگ على آمد و جنگ « صفّين » را به پا ساخت و با حقّه‌بازى آن را به نفع خود تمام نمود . وقتى على عليه السلام براى بار دوم عازم قطع مادهء فساد گرديد ، در محراب عبادت شهيد شد و به عالم ابديت پيوست و معاويه كه ديگر كسى را ياراى مقاومت در مقابل او نبود ، در شوال 41 ه در بيت‌المقدس براى خود بيعت گرفت و 19 سال و 8 ماه بر مردم حكومت كرد ( و در رجب سال 61 در 80 سالگى مرد ) . « 2 »

اقوالى چند از نويسندگان و بزرگان

جاحظ مىنويسد : بعد از كناره‌گيرى امام حسن ، دورهء سلطنت استبدادى معاويه شروع شد . و اين سال را « عام الجماعة » گفتند ، ولى بايد نام آن را سال تفرقه و زور و ظلم گذاشت ؛ سالى كه خلافت و امامت مبدل به سلطنت كسرايى و خلافت قيصرى شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 242 ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ط 3 ، ص 11 ( 3 ) . رسائل الجاحظ ، ط مصر ، 1352 ه ، ص 294 ، رسالة فى بنىامية ؛ رسالهء النزاع والتخاصم ، مقريزى ، 1368 ه ، نجف اشرف ، ص 65