« حسن بصرى » مىگفت : چهار عمل را معاويه مرتكب شد كه هر يكى از آنها براى هلاكت او كافى بود .
1 . مردم سفيه و بىخرد را بر ملت مسلمان حاكم و امير قرارداد ، با اينكه اشخاص بزرگ و برجسته و محترم ، در ميان صحابه بودند .
2 . پسر خود يزيد را ، كه پيوسته مست بود و لباس حرير پوشيده و دف و طنبور مىزد ، خليفهء مسلمين كرد .
3 . زياد را برادر خود خواند در صورتى كه پدر معاويه با مادر زياد زنا كرده بود و رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرموده است به واسطهء زنا نسب درست نمىشود .
4 . حجربن عدى و اصحاب حجر را ، كه از پرهيزكاران مسلمين بودند ، به قتل رسانيد . « 1 »
دكتر حسن ابراهيم حسن نويسندهء معروف مصرى مىنويسد :
« معاويه خلافت را به زور شمشير و خدعه و سياست به دست آورد . استاد « پروفسور نيكلس » مىگويد : مسلمانان غلبهء بنىاميه را كه معاويه در رأس آن قرار داشت به منزلهء غلبهء دستهء اشراف مىدانستند . اينها اشراف بتپرستى بودند كه با پيغمبر و ياران او به سختى مبارزه مىكردند و پيغمبر با آنها جنگ كرد تا اساس اشرافيت بتپرستى را از ميان برداشت و دين اسلام را رواج داد . » « 2 »
پرفسور استانسيلاس گويارد فرانسوى مىگويد :
معاويه از بسيارى جهات بر خلاف قواعد اسلام رفتار نموده ، چنانكه با علىبن ابىطالب كه پس از پيغمبر صلى الله عليه و آله بزرگترين و شجاعترين و پرهيزكارترين و فاضلترين و خطيبترين افراد عرب به شمار مىرفت درافتاد .
معاويه كاخ با عظمتى در شهر دمشق برافراشت و تخت خلافت را در تالار سلام
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 208 ، كامل ، ابن اثير ، ج 4 ، ص 209 ؛ و ابن كثير ، ج 8 ، ص 130
( 2 ) . تاريخ سياسى اسلام ، ج 1 ، ص 308 ، ط 2 ، تهران