تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
آن براى جلوس خود گذاشت و به رسم شهرياران عجم دربانان و سرايدارانى در آن‌جا گماشت ؛ و هنگامى كه بيرون مىرفت يك دسته محافظ مخصوص گرداگردش را گرفته ، براى نگاهدارى وى به دنبالش مىرفتند . معاويه پسرش يزيد را جانشين و وارث تاج و تخت خود نمود و روش نوينى در اسلام به وجود آورد . رسمى كه روح اسلام از آن وارسته و بر كنار بود ، چنان‌كه اين بدعت سرچشمهء بدبختىهاى بزرگى گشت و شكست‌هاى زيادى به عظمت اسلام وارد ساخت . عمّال و دست‌نشانده‌هاى معاويه قدرت زيادى از خود نشان مىدادند به طورى كه حكمرانان جزء را به ميل خودشان تعيين مىنمودند . معاويه ، براى حفظ مقام و اختيارات خود ، حق قضاوت و پيش‌نمارى جماعت را از حكمرانان سلب نمود و نيز با تعيين قضّات و پيش‌نمازهاى مخصوص به مردم نشان مىداد كه تنها خلفاى بعد از او مىتوانند كليات اوضاع كشورى و آداب اسلامى را تغيير و تبديل دهند و حق خلافت و قضاوت را از دست سايرين مخصوصاً صلحا و خاندان رسالت بگيرند . « 1 » شيخ محمدغزالى ، دانشمند معاصر مصرى در كتاب خود مىنويسد : اعمال معاويه بن ابىسفيان ، چه قبل از خلافت و چه در دورهء خلافت ، صرفاً براى ايجاد امكانات ، براى از بين بردن رژيم دموكراتيكى اسلامى در ميدان سياست و سيستم عدالت اسلامى در ميدان اقتصاد و روى كارآوردن خانوادهء « عبدالشمس » بود كه همانند رژيم « دى بوربون » يا « هابسبورگ » در اروپا ، و رژيم « كسرايى » و « هرقلى » باشد . ابوذر مخالف اين رژيم بود . . . دربارهء ابوذر خيلى چيزها گفته‌اند ولى ابوذر باكى از اين حرف‌ها ندارد . « 2 » جرج جرداق مىنويسد : بارزترين نمونهء امويين ، براى نشان دادن صفات و
هامش
( 1 ) . سازمان‌هاى تمدن امپراطورى اسلام ، پرفسور استانسيلاس گويارد فرانسوى ، ترجمهء فارسى ، ص 18 و 19 ( 2 ) . الاسلام المفترى عليه بين الشيوعيين والرأسماليين ، محمد غزالى ، ط 4 ، مصر ، ص 84
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 322 | السيد محمدحسين الطباطبائي