هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ »
.
كسانى كه طلا و نقره را ذخيره كرده و در راه خدا خرج نمىكنند به عذاب دردناكى آنان را بشارت ده ، روزى كه آنها در آتش جهنم افروخته شده و پيشانىها و پهلوها و پشتهايشان با آن داغ مىشود ، اين است آنچه براى خود ذخيره كرديد پس بچشيد ( نتيجهء ) آنچه را براى خود ذخيره مىكرديد . « 1 »
« ابناثير » مىنويسد : ابوذر مىگفت : مسلمان نبايد بيشتر از قوت يك شبانه روز را ( اگر ديگران نداشته باشند ) پيش خود نگهدارد . « 2 »
ابوذر اين طرز فكر را از رسولاللَّه ياد گرفته بود و لذا وقتى كه به شام رسيد و ديد صدها كارگر مشغول ساختن « كاخ سبز » براى معاويه هستند و معاويه با شادى زيادى آنجا ايستاده است و نظاره مىكند سخت عصبانى شد و به معاويه گفت : اى معاويه ! اگر اين از مال مردم است خيانت است ، و اگر از خودت مىباشد ، اسراف .
ابوذر هر كجا كه مىرفت اين فكر را با استناد به ظاهر صريح آيهء شريفه تبليغ مىكرد و روزگار را براى معاويه و بنىاميه در شام تنگ كرده بود و سرانجام معاويه به عثمان نوشت كه ابوذر وضع ما را به هم مىزند ، و اخلالگر و ماجراجوى خطرناكى است ! و عثمان در جواب نوشت كه او را پيش من بفرست ! . . . معاويه تا دستور را گرفت فرمان داد ابوذر را پيش او بياورند . بقيهء داستان را از قول « عبدالحميد جودةالسحار » نويسندهء بزرگ مصرى بشنويد :
ابوذر را كشان نزد معاويه آوردند و در برابر وى سرپا نگاهش داشتند !
معاويه گفت : دشمن خدا و پيغمبر ! هر روز به سر وقت ما مىآيى ؟ هرگاه بىاجازهء عثمان يك نفر از اصحاب پيغمبر را مىكشتم تو بودى ولى دربارهء كشتن تو بايد از
هامش
( 1 ) . قرآن مجيد ، سورهء توبه ، آيهء 34 ، 35
( 2 ) . عصرالمأمون ، ج 1 ، ص 8