9 . دختر خود « عايشه » را ، به « حرث بن حكم » تزويج كرد و يكصد هزار درهم از بيتالمال را به او داد . « 1 »
سيد قطب دانشمند معاصر مصرى و مؤلف كتابهاى : في ظلال القرآن ، معركةالاسلام و الرأسماليه ، السلام العالمي و الاسلام ، دراسات الاسلامية ، مشاهد القيامة فيالقرآن و العدالة الاجتماعية في الاسلام مىنويسد :
از بدبختى و سوء اتفاق اين است كه عثمان خليفه شد ، او پير فرتوتى بود و از خود ارادهاى نداشت و تحت نفوذ مروان و بنىاميه قرار گرفته بود .
سيدقطب با صراحت كامل پس از اينكه تأخير على را از خلافت ، « ناگوارترين حادثه در تاريخ اسلامى » مىداند ، اعمال و رفتار و گشادبازىهاى عثمان را ، خصوصاً در اسراف بيتالمال و بخشش آن به « ارحام » ! خود شرح داده ، و سپس مىنويسد :
عثمان براى سلطنت معاويه مقدمهچينى كرد ، و عمداً « فلسطين » و « حمص » را جزو قلمرو فرماندارى معاويه ساخت ، تا او بتواند مال و قشون جمع كند ، و در خلافت على عليه السلام اخلالگرى نموده ، و حكومت را به دست گيرد . « 2 »
قبل از عثمان همچنان كه مرحوم شرفالدين در كتاب خود مىنويسد : عمر معاويه را به خلافت تحريك كرده بود ، زيرا در روايتى كه از عامه نقل شده ، عمر رو به اهل « شورا » كرده و گفته بود : اگر شما همكارى و همفكرى داشتيد ، خلافت مال شما و اولاد شماست ! ولى اگر دشمنى و عداوت و حسد ورزيد ، معاوية بن ابىسفيان بر شما غلبه خواهد كرد .
شرفالدين بعد مىنويسد : همين حرفها معاويه را در امر خلافت راغب كرد و در واقع او را هم جزو كانديداها قرار داد ، و با توطئهاى كه براى خلافت عثمان چيده
هامش
( 1 ) . يك داورى بين شيعه و سنّى ، خليل عزمى ، ترجمهء عليرضا خسروانى ، ط تهران ، ص 40 و 41
( 2 ) . العدالة الاجتماعية فىالاسلام ، سيد قطب ، ط 5 ، مصر ، قاهره ، 1377 ه ، ص 186 - 187 . اين كتاب توسط ما به فارسى ترجمه شده و چندين بار چاپ شده است