مردم هَمْدان كه در زمان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله با دست على عليه السلام مسلمان شده بودند ، همگى هواخواه او بودند و تا آخر هم با استقامت و وفادارى عجيبى حوادث را استقبال نمودند . « 1 »
همچنين از غير هَمْدان عدهاى به اين عقيده بودند . واقدى گويد :
اشتر با زن و بچهء خود به منزل على عليه السلام وارد شد ، زيرا ميان او و على عليه السلام دوستى پر از صفا و اخلاصى بود . « 2 »
ه . در روز بيعت عثمان شيعهها بسيار كوشش كردند كه على عليه السلام را روى كار بياورند ممكن نشد و لكن رفتار عمال عثمان و نارضايتىهاى عمومى ، افكار را به سوى على عليه السلام جلب و جذب مىكرد ، زيرا مردمان فهميده ، در طول اين مدت ، به كمالات و فضايل اميرالمؤمنين پى برده بودند ، و جز او كسى را لايق و سزاوار براى مصدر كار شدن نمىشناختند و علاج دردهاى اجتماعى را از او مىخواستند و سخنرانىها و گفتارهاى عدهاى در روز بيعت اميرالمؤمنين ، شاهد گفتار ماست . « 3 »
در خلافت عثمان ، « ابوذر غفارى » صحابى زاهد و معروف ، با آن وضع فجيع به شام تبعيد شد ، و دوباره به مدينه برگردانده شد و به سوى « ربذه » تبعيد گرديد ، و « صعصعه » و « اشتر » به شام و يمن تبعيد شدند ! و « عمار » در اثر شكنجههاى عثمان غش كرد ، و از هر طرف سر و صدا بلند شد .
بالأخره شيعهها توانستند على عليه السلام را روى كار بياورند ؛ و در آن روز هر يك از رجال شيعه سخنرانى كرده است ؛ مثلًا اشتر اشاره به على عليه السلام كرد و گفت :
مردم ، اين وصىّ اوصيا ، و وارث علم انبياست كه امتحان بزرگى داده و رنج زيادى ديده است . مردى است كه قرآن مجيد به ايمان او گواهى مىدهد ، و پيغمبر او را مژده
هامش
( 1 ) . نهاية الارب ، قلقشندى ، ص 397
( 2 ) . فتوح الشام ، ج 1 ، ص 49
( 3 ) . يعقوبى ، ج 2 ، ص 155