حكومت حجاز را هم به او داده است جمع شدند و نفرين نمودند ، و زياد مرد و به رياست ححاز موفق نشد . « 1 »
ابن زياد ، در سنهء 54 ه از طرف معاويه به حكومت خراسان بعداً در سال 55 به حكومت بصره منصوب و در زمان يزيد به حكومت بصره و كوفه منصوب شد و جنايتهاى او در كتب تاريخ ثبت است .
ابنابى الحديد گويد : معاويه ، زياد را حاكم بصره و كوفه نمود . زياد شيعهها را مىشناخت ، آنها را از زير هر سنگى پيدا مىكرد و مىكشت و دستها و پاهاى آنها را قطع مىكرد . « 2 »
حجاج بن يوسف ، در سنهء 75 از طرف عبدالملك پسر مروان ، حكومت عراق را نايل شد ، و در اول خطبهاى كه در منبر خواند گفت :
مىبينم سرهايى را كه هنگام چيدنش رسيده است . من خونها را ميان عمامهها و در گلوها مشاهده مىكنم كه مىريزد . من شما را با شمشير مىزنم ، به نحوى كه زنها را بيوه و بچهها را يتيم كند . « 3 »
حجاج از طرف عبدالملك به جنگ ابنزبير رفت ، و خانهء كعبه را با منجنيق سنگباران و خراب كرد ، و ابنعمر را مسموم نمود و به مدينه رفت ؛ و به صحابه وقعى نگذاشت . گردن جابر و انس و سهلبن سعد را كه صحابى بودند مهر كرد . « 4 »
از صحابه و بزرگان تابعين به قدرى كشت ، كه به شماره نمىآيد . « 5 »
مسعودى در « التنبيه و الاشراف » « 6 » گويد : عدهء مقتولين حجاج در غير حال جنگ
هامش
( 1 ) . كامل ، ج 3 ، ص 195 ؛ يعقوبى ، ج 2 ، ص 204
( 2 ) . شرح نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 15
( 3 ) . كامل ، ج 3 ، ص 145
( 4 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 142 و 143 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 129
( 5 ) . تاريخ الخلفاء ، ص 147
( 6 ) . ص 274