تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
بيعت كن ! على عليه السلام فرمود : اگر بيعت نكنم چه مىشود ؟ گفتند : قسم به خدا گردنت را مىزنيم . . . . على عليه السلام رو به قبر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نموده بانگ زد و گفت : « يابن العم إن القوم استضعفوني و كادوا يقتلونني » . « 1 » ابن ابىالحديد اين قضيه را به روايت ديگر نقل كرده است . « 2 » همهء مورخان نوشته‌اند : فاطمه عليها السلام وصيت كرد كه شبانه غسل داده شده و كفن و دفن شود و احدى از آنهايى كه در حقش ظلم كردند به نماز و تشيع وى حاضر نشوند و بنا به وصيت ، شبانه او را برداشته و دفن كردند . « 3 » عده‌اى اين فجايع را كردند ، و عده‌اى هم تماشا نمودند ، و همه معذور بلكه مأجورند ، زيرا همه مجتهدند و مجتهد هم معذور و مأجور است !

20 . جنايت خالدبن وليد

اين داستان را عموم مورخان نقل كرده‌اند و اجمال قضيه اين است كه : خالد در زمان ابوبكر ، مالك بن نويرهء را در حالى كه مسلمان بود كشت و زنش را همان شب تصرف كرد ، و سر مالك را در ديگ غذا گذارده طبخ كرد ! خبر به ابوبكر دادند . ابوقتادهء انصارى و عمر اعتراض كردند ، عمر اصرار داشت كه خالد بايد تنبيه شود ، و لكن ابوبكر اهميت نداد و عذر خالد را مبنى بر اين كه « اجتهاد كردم ، خطا رفتم » پذيرفت ، و در پاسخ عمر گفت : چگونه شمشير برهنهء خدا را بى نيام كنم ؟ « 4 »
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 13 ( 2 ) . ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 19 ( 3 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 227 - 228 ؛ و جلد اول امام علىبن ابىطالب ، عبدالفتاح عبدالمقصود ، چاپ مصر ، قاهره ( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 110 و الغدير ، ج 7 ، ص 158 - 166 ؛ كامل ، ج 2 ، ص 137 ؛ طبرى ، ج 2 ، ص 503 ؛ بداية و نهاية ، ج 6 ، ص 322