تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
بلخى روايات زيادى دراين باره نقل كرده است ) « 1 » . حتى كار به جايى كشيد كه روزى پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : عده‌اى هستند كه مرا دربارهء اهل بيتم اذيّت مىكنند ، پس انصار قيام كرده و مسلح حاضر به جنگ شدند . و از « محب طبرى » و « بزاز » نقل كرده كه روزى قريش بر بنىهاشم عيب‌جويى كرده و گفتند : درخت گاهى در مزبله مىرويد ( يعنى پيغمبر از بنىهاشم درآمده است ) و حضرت رسول صلى الله عليه و آله غضبناك شدند « 2 » . روى همين اصل قهراً قريش از خلافت بنىهاشم ، خوش‌وقت نبودند و مىكوشيدند كه خلافت را از بنىهاشم بگيرند « 3 » . يعقوبى ، سخنان ابن‌عباس و عمر را نقل كرده و در آخر مىگويد : عمر گفت : قسم به خدا اى ابن‌عباس ، حقيقتاً على ، پسر عموى تو ، سزاوارترين مردم است به خلافت ، و لكن قريش نمىتواند او را ببيند « 4 » . و ابن اثير ، هم نظير اين كلام را نقل نموده است « 5 » . ابن ابىالحديد ، از ابن‌عباس نقل كرده كه عمر گفت : « من به طور مسلّم على را مظلوم مىدانم و مهاجرين از على اعراض ننمودند ، مگر به جهت اين‌كه سنّش را كم ديدند » « 6 » . طبرى نيز قريب به اين معنا نقل نموده است . « 7 » و « الغدير » عين سخنان عمر را نقل كرده است « 8 » .
هامش
( 1 ) . ينابيع‌المودة ، ص 11 ، 156 ، 157 ، 2220 ( 2 ) . همان ( 3 ) . ابن ابىالحديد ، ج 3 ، ص 283 و ينابيع المودة ، ص 373 ( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 137 ( 5 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 24 و 25 ( 6 ) . ابن ابىالحديد ، ج 2 ، ص 18 ( 7 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 288 و 289 ( 8 ) . الغدير ، ج 7 ، ص 79 و 80