تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
نداشت ، تا ظاهر يا پنهان شود ، و شخصيت‌هاى موهوم ، بنا به سود و ميل سازندگانش ، گاه غايب مىشوند و گاه حضور دارند . داستان ابن‌سبأ از اول تا آخر ساختگى بوده و با استادى كامل تهيه شده و به صورتى فريبنده درآمده است . قريش فقط در ميدان سياست زيرك نبودند ، بلكه در داستان سازى هم مهارت داشتند . قريش در دورهء عثمان ، در انجمن‌هاى مخصوص خود ، از عمار سخن مىگفته و به او دشنام مىداده‌اند ، و شايد يكى از روات شنيده باشد كه قريش نام « ابن‌السوداء » را مىبرند و دشنام مىدهند و او گمان كرده است كه منظورشان شخص ديگرى است ، نه عماربن ياسر . راستى كسى چه مىداند ؟ شايد در اول كار ، داستان ابن سبأ از گمان و خطا سرچشمه گرفته ، بعد رفته رفته ، افسانه‌ها در اطرافش بافته شده است . و عجيب اين است كه ما مىبينيم بيشتر كارهايى كه به ابن سبأ نسبت داده مىشود ، به وجهى از وجوه در رفتار و كردار عمّار بن ياسر ديده مىشود ؛ و همين امر موجب دقت و تأمل است . ما بعضى از امورى را كه از عمار سر زده و شباهت به اعمال ابن سبأ دارد در اين‌جا بيان مىكنيم : 1 . ابن‌سبأ معروف به ابن السوداء شده بود ، و ما ديديم كه عمار را نيز « ابن السوداء » كنيه داده بودند ( دكتر وردى در اول اين فصل اقوال اشراف قريش را نقل كرده كه عمار را ابن السوداء و بردهء سياه ناميده بودند ) . 2 . پدر عمّار از اهل يمن بود به اين معنا كه از مردم « سبأ » بود و به هر فرد يمنى مىشود ابن سبأ گفت ، چون تمام مردم يمن منتسب به « سبأ بن يشجب بن يعرب بن قحطان » هستند ، و در قرآن گفته شده كه : « هدهد » به سليمان گفت : از سبأ آمده و مراد همان يمن بوده است .
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 230 | السيد محمدحسين الطباطبائي