« مورخان علت مهم تحريك فتنه را به عبداللَّه بن سبأ ، يعنى آن يهودى ناخواندهاى كه براى زيان رساندن به اسلام وارد آن شده بود نسبت دادهاند . . . » .
ظاهراً فئودالها و مالكان بزرگ زمان عثمان ، از عدم رضايت و ناراحتى مردم كه از ثروتهاى بىپايان آنان داشتند ، بيمناك و هراسان شدند . و آن ناخشنودى و شكايات را نسبت به يك يهودى ناخواندهاى دادند كه آمده بود تا در حق اسلام و مسلمين اعمال دشمنى كند . گويى مىخواستند با اين شايعه علت اصلى شورش و قيام مردم را عليه خود بپوشانند .
كارهاى بزرگى كه به عبداللَّه بنسبأ نسبت داده مىشود ، جز از يك مرد نابغه و فوقالعاده يا جادوگر ، يا كسى كه بتواند با هيپنوتيزم مردم را خواب كند ساخته نيست .
پس لابد ابن سبأ داراى چشمانى پر از نيروى مغناطيسى بوده كه سنگها را درهم مىشكستند ! يا در او نيروى روحى فوقالعادهاى وجود داشته كه مردم در برابر آن قوه - مانند گوسفند - مطيع مىشدند و بدون آنكه حس كنند گفتهاش در آنان تأثير مىكرد !
اگر در زمان عثمان چنين شخص فوقالعادهاى ظاهر شده بود ، به طور قطع از هر راه كه بود ، وصف و علايمش به ما مىرسيد ، ولى شگفتآور اين است كه در مدارك و مصادر مهمى كه موضوع مخالفت با عثمان را نقل مىكنند ، ذكرى از ابنسبأ به ميان نيامده است .
من در تاريخ ، هيچ داستان موهوم و افسانهاى نديدهام كه مانند اين داستان بىاساس باقى مانده باشد .
ملاحظه مىكنيم كه ابن سبأ گناه عالميان را به دوش مىگيرد ! و اگر ابن سبأ يك شخصيت حقيقى داشت ، از اين اتهامات كه بدون مداخله خودش متوجه او شده ، بسيار مىگريست و بر آن اعتراض مىكرد ! .
نتيجهاى كه دكتر وردى در آخر فصل 5 كتاب خود مىگيرد اين است كه :
« عبداللَّه بن سبأ در همه وقت پيدا مىشود ، و در پى هر جنبش تازهاى ممكن است يك
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٧