داستان موهوم « تاريخ طبرى » تأليف « أبوجعفر محمد بنيزيدبن خالد بن جرير طبرى آملى » متوفى سنة 310 ه است ، كه اين داستان را منحصراً از طريق « سيف بن عمر تميمى برجمى كوفى » در حوادث سال 30 - 36 ه نقل مىكند .
متن حديث « سيف » را ما قبلًا از تاريخ طبرى نقل كرديم و چنانكه ملاحظه شد ، در آن حديث اشارهء اجمالى به عبداللَّه بن سبأ شده ، ولى نويسندگان بعدى ، با اينكه مأخذ و مدرك داستان را « تاريخ طبرى » ذكر كردهاند ، از خود بال و پرى به آن داستان داده و شرح و بسط هايى افزودهاند كه در هيچ تاريخ معتبرى نقل نشده است .
و اين شرح و بسط ها و به اصطلاح روشنتر تهمتها و افتراها ، در طول اين مدت ، رفته رفته بيشتر شده و در عصر ما نويسندگان مغرض ، وقتى مىخواهند بر شيعه و تشيع حمله كنند ، تمام عقايد و افكار شيعه را به ابنسبأ نسبت مىدهند ، بدون اينكه مدركى حتى بر وجود ابن سبأ داشته باشند .
در هر صورت ، مقايسهء بين تاريخ طبرى و نوشتههاى ديگران در اين موضوع ، كه شمّهاى از آنها نقل شد ، براى افراد منصف ثابت مىكند كه نسبت دادن عقايد شيعه ، به ابن سبأ ، تهمت و افترا و دروغ محض است كه دست جنايتكار تعصّب و سياستهاى تفرقهانداز آنها را به روى كاغذ آورده است .
چنانكه گفته شد راوى اين داستان ، جز « سيف » كس ديگرى نبوده است ، و اكنون با معرفى « سيف » ارزش روايات او را كاملًا روشن مىكنيم .
سيف كيست ؟
سيف بن عمر تميمى برجمى كوفى ، مؤلف كتاب الفتوح والردة و كتاب الجمل و مسير عايشه و على است كه در سال 170 ه . در زمان خلافت « هارون الرشيد » در گذشته است .
بديهى است كه شخصيت هر راوى ، با رجوع به كتب رجال معلوم مىشود و وقتى