ابنسبأئى ! وجود داشته باشد ، اگر آن جنبش قرين موفقيت شد ، ابنسبأ از تاريخ آن پنهان مىشود ، و جنبشى مقدس به شمار مىرود ، ولى هر گاه جنبش با موفقيت انجام نگرفت و محكوم به شكست شد ، آن وقت است كه بلا بر سر ابنسبأ فرود آمده ، از هر طرف كتك و سيلى مىخورد .
ابنسبأ در هر حال آرام نيست ، هميشه در كوشش است و از فرصتها استفاده مىكند ، و تا ستم وجود دارد ممكن است هر شخصى - العياذباللَّه - ابنسبأ بشود ! » « 1 »
آيا عمّار ياسر همان ابن السوداء است ؟
عمار ياسر ، صحابى بزرگ ، كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء او فرمود :
يقتله الفئة الباغية ؛
او را گروه ستمكار به قتل مىرسانند .
و در جنگ صفين به دست عمّال معاويه كشته شد در صفّين نطقى ايراد كرد و در ضمن آن گفت :
« اى بندگان خدا ! برخيزيد و با من به جنگ مردمى برويم كه مطالبهء خون كسى مىكنند كه به خود ستم كرد و بر مردم با روشى بر خلاف آنچه كه در كتاب خداست حكومت نمود .
گفتند براى چه او را كشتند ؟ گفتم : به خاطر اعمال او ، گفتند : او چيز تازهاى از خود نياورد ! . . . آرى چنين مىگويند ! زيرا او دنياى آنها را تأمين كرد ، اينها مىخورند و متوجه دنياى خود هستند . . . به خدا ، من گمان نمىكنم كه اينها واقعاً خون او را مطالبه كنند ، چون خوب مىدانند كه او ستمگر بود ، ولى لذت دنيا و طعم آن در مذاقشان گوارا آمده و دانستهاند كه هرگاه مرد حق ، حكومت را در دست داشته باشد ، مانع ادامهء
هامش
( 1 ) . دكتر على الوردى ، وعاظ السلاطين ، ترجمهء فارسى نقش وعاظ در اسلام ، محمدعلى خليلى ، ص 131 ، 132 ، 137