8 . دربارهء ابنسبأ گفتهاند كه محرك ابوذر در دعوت به اشتراكيّت بود ، و هرگاه به دوستى و روابط عمّار و ابوذر رجوع كنيم ، آن را بسيار قوى و استوار مىيابيم ، زيرا حقيقت اين است كه هر دو از يك حزب ، - حزب طرفدار عدالت اجتماعى - بودند ؛ يعنى هر دو تابع يك مكتب بودهاند كه مكتب علىبن ابىطالب باشد . . . .
ابوذر احتياج به ابنسبأ نداشت كه به او بياموزد : خراج از آن مسلمين است و جايز نيست آن را « مالاللَّه » ناميد ، زيرا دو يارش على و عمار ، سزاوارتر بودند كه اين نكته را به او بياموزند . . . .
از آنچه گفته شد ، نتيجه مىگيريم كه ابنسبأ كسى جز عماربن ياسر نبوده است ، زيرا قريش عمّار را عامل بزرگ شورش ضد عثمان مىدانست ، ولى اول امر نخواستند نام او را ببرند ، به همين جهت او را « ابن سبأ و ابن السوداء » ناميدند ، و راويان هم اين نكته را بدون آنكه متوجه باشند - و از آنچه كه در پشت پرده مىگذرد آگاه گردند - گرفتند و منتشر ساختند . . . » « 1 » .
تحقيق دانشمند شيعى ، علامه سيد مرتضى عسكرى
از جملهء علماى محقق و متتبّعى كه اين داستان را كاملًا موهوم و بىاساس مىداند ، علّامهء معاصر سيد مرتضى عسكرى است .
ايشان تحقيق و بررسى كامل و جامعى از داستان « ابن سبأ » نموده و سپس نتيجهء تحقيقات خود را در كتاب بزرگ و پرارزش - و در دو جلد - به نام عبداللَّه بن سبأ منتشر كرده است « 2 » .
محقّق بزرگ شيعى آقاى عسكرى ، بادلايل تاريخى ثابت مىكند كه منشأ اين
هامش
( 1 ) . نقش وعاظ در اسلام ، فصل 7 ، ص 209 - 217
( 2 ) . چاپ اول جلد اول اين كتاب به سال 1375 ه در نجف ، عراق منتشر گرديد و سپس در قاهره تجديد طبع شد و جلد دوم آن اخيراً در تهران به چاپ رسيد