. . . به هر حال « بلاذرى » ذكرى از ابنالسوداء و پيروانش در غوغا و شورش دورهء عثمان و على به ميان نمىآورد ، اما « طبرى » و كسانى كه از او روايت كرده ، و مورخّينى كه بعدها از تاريخ او استفاده كردهاند ، در فتنهء عثمان و سال اول خلافت على از ابنالسوداء و پيروانش ياد مىكنند ، ولى - پس از آن - آنها را به كلى فراموش مىكنند .
و محدّثين و اهل جدل با عقيدهء « طبرى » موافقت دارند ، ولى همين اشخاص ، قائل به چيز ديگرى هستند كه « طبرى » و پيروانش آن را ذكر نكردهاند .
اينها مىگويند كه : ابنالسوداء و پيروانش قائل به خدايى و الوهيّت على شدند و على آنها را در آتش سوزاند ، امّا وقتى راجع به اين واقعه در كتب تاريخ جستوجو مىكنيم ، اثرى از اين حادثه نمىبينيم . بنابراين ، نمىدانيم در چه سالى - از مدت كوتاهى كه على خليفه بود - حادثهء اين « غلاة » واقع شده است ؟ و معلوم است كه سوزاندن عدهاى از مردم ، آن هم در صدر اسلام ، و در ميان عدهاى از مهاجرين و انصار و افراد نيكوكار مسلمين ، امرى نيست كه مورّخين از آن غفلت كنند وننويسند ، و وقت وقوع آن واقعه را ثبت ننمايند ، و كاملًا آن را مسكوت گذاشته از آن بگذرند . . . « 1 » .
عقيدهء دكتر على الوردى
دكتر على الوردى استاد دانشگاه بغداد در كتاب خود ، نخست نتيجهء جعل داستان ابنسبأ را اين طور تعريف مىكند :
. . . يك روز از يكى از كشيشها شنيدم كه اسلام را مسخره مىكرد و مىگفت اين دين را ملاحظه كنيد كه در حال پيروزى و پيشرفت خود به آسانى شكار مرد غريبى
هامش
( 1 ) . دكتر طه حسين ، على و بنوه ، چ هفتم ، مصر ، ص 43 و 90 و 152