اسلامى به توطئه و تحريك دست بزند .
اگر عبداللَّهبن عامر يا معاويه ، اين نو مسلمان يهودى را كه از روى حيله مسلمان شده است دستگير كرده بودند ، يكى از آنها يا هر دوى آنها در اينباره به عثمان گزارش مىدادند ، و از ابن سبأ مؤاخذه مىكردند . . . .
كسى كه به عثمان نامه مىفرستد و دستور تنبيه « پسر ابوبكر » و « پسر ابوحذيفه » و « عمار ياسر » را مىخواهد ، نمىبايست از كيفر مردى يهودى كه « مسلمانى » را وسيلهء تفرقهء مسلمانان كرده و آنان را دربارهء امام خود ، بلكه دين خود به شك انداخته بگذرد .
هيچ كارى آسانتر از اين نبود كه واليان حكومتها ، اين مرد غريب را جستوجو كرده و دستگير سازند ، و به سزاى عملش برسانند ، آنها در اين كار ورزيده بودند ، و مخالفان را مىگرفتند ، و به شام نزد معاويه و يا به جزيره نزد « عبدالرحمن بن خالد بن وليد » مىفرستادند .
از همه عجيبتر اين است كه مىگويند : « ابن سبأ » به ابوذر آموخت كه سخن معاويه دربارهء اينكه : « بيت المال مال خداست » ، درست نيست و بايد بگويد : مال مسلمانان است .
و باز مىگويند : او بود كه به ابوذر آموخت : . . . طلا و نقره اندوزان را مژده دهيد كه پيشانى و پهلوها و پشتهاى آنان را در قيامت بدان مدالهاى اندوخته داغ مىكنند .
من هيچ ظلمى را چنين نمىبينم . آخر ابوذر چه احتياجى داشت كه نو مسلمان غريبى ، به او تعليم دهد كه فقرا بر توانگران حق دارند و خدا مالاندوزان را كه چيزى در راه او نمىدهند ، از عذاب سخت ترسانده است ؟ . . .
« ابوذر » احتياجى نداشت كه اين مرد غريب ، حقايق اوليهء اسلام را به او بياموزد .
ابوذر پيش از همهء انصار و پيش از بسيارى از مهاجران ، مسلمان شد . مدتى طولانى با پيغمبر هم صحبت بود ، قرآن را نيكو حفظ داشت ، سنت را خوب روايت مىكرد . . . آنهايى كه گمان مىكنند ابن سبأ ابوذر را ديد و سخنان خود را به او آموخت ،
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٢٠