بيان مىكند ، و فهم عمومى از بقاى حق تعالى و انطباق به زمان غيرمتناهى را مىفهمد در صورتى كه محال است .
و از اين روى حقيقت شرعيه - يعنى لفظى كه در زمان نبى اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه علهيمالسلام اهل محاوره از آن معنا را مىفهمند - در الفاظى كه معانى آنها فوق افهام عامه قرار دارند معنا ندارد ؛ و فن اصول ، فن اصول فقه است ، نه اصول همهء علوم حتى علوم نظرى و عقلى محض .
معترض مىنويسد : « نوشتن و منتشر كردن اين گونه مطالب كه از فهم عوام بيچاره دور است موجب فريفتگى و گمراهى آنها مىشود و از سياست دين دور است ! »
خواهشمندم كه دوباره به اين بخش از كتاب مراجعه فرماييد تا مشاهده كنيد كه تذكر دادهايم كه اين مطالب از سطح فهم عامه بالاتر است .
گذشته از اينكه از همهء اين مطالب كه ما بحث كرده و چيز نوشتهايم ، در تأليفات داير گذشتگان علماى اعلام ، نمونههاى بسيارى موجود است كه در دست خاص و عام است . . . و بالاتر از آنها در كلام خود ائمهء دين همين مطالب يا غامضتر و پيچيدهتر از آنها ، مانند مسائل ذات و صفات ، و قضا و قدر ، و بدأو خلقت ، و طينت و ذرّ و غيره واقع است كه غالباً در ملأعام فرمودهاند و صحابه و مؤلفين در كتابهايشان ضبط كردهاند .
وظيفهء كسى كه حقيقتى را درك مىكند كنجكاوى و يادداشت نمودن است ، و وظيفهء كسى كه به درك پارهاى از مطالب توانا نيست چشم پوشيدن و دم نزدن ! . . .
مىنويسيد : « از شما بايد پرسيد : چگونه مسئلهء تقدم ارواح بر ابدان ، از اصول معارف است ؟ مگر آنكه هرچه ماوراء محسوسات باشد ، در نظر شما از اصول معارف به شمار آيد » .
اصول معارف به معناى معارف نظرى ، در مقابل فروع معارف كه به مسائل عملىِ فقه و اخلاق گفته مىشود اصطلاحى بيش نيست ، و اگر كسى نپسندد ممكن است لفظ
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢٠١