تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اهل بيت عليهم السلام است . بيانات ايشان كه طبق دستور پيمغبر اكرم صلى الله عليه و آله در تفهّم آيات قرآنى بايد به آنها رجوع كرد ، تنها جنبهء مقام و تربيت و ياد دادن روش حقيقى و صحيح را دارد ، تا آخر . . . و اين نقطه مقابل چيزى است كه معترض محترم به ما نسبت مىدهد : « تفسيرهاى ائمه از باب تعليم و تدريب است تا هر كسى به سليقهء خود تفسير كند و سليقه خود را قطعى شمارد ! » علاوه بر اين ، ما هرگز در نشريهء « شيعه » يا در جايى ديگر ، در نفى سليقه‌هاى خصوصى كه به قرآن كريم تحميل مىشود ، ميان ذوق فلسفى و غير فلسفى فرق نگذاشته‌ايم ، و هم نمىتوان گذاشت . كسى كه اين نسبت را به ما مىدهد ، خوب است به تفسير الميزان مراجعه كند تا : اولًا : در مقدمهء كتاب نفى صريح روش فلسفى را صريحاً بخواند . ثانياً : اگر بتواند در همهء مجلداتى كه تاكنون منتشر شده است ، به عنوان نمونه موردى پيدا كند كه در آن روش فلسفى اعمال شده باشد . به هر حال تفسير آيات با ذوق فلسفى نسبت ناروايى است كه در اين نامه به ما داده شده است . و اين‌كه معترض محترم در آخر عبارت گذشته‌اش مىگويد : « بايد فهم صحيح قرآن ميزان ديگرى داشته باشد » ، ظاهراً منظورش اين است كه قرآن كريم را به غير اخبار نمىتوان تفسير كرد ، چنان‌كه در جاى ديگر نوشته است كه : « آيات قرآنى را كه هر كس به آنها به نفع خود تمسك مىكند ، نمىشود براى اثبات مطلبى حجّت گرفت » . معترض محترم بايد بداند كه همين خاصيت در روايات نيز هست و هر كس به آنها به نفع خود تمسّك مىجويد ، و هر فرقه و طايفه‌اى از فرق و طوايف مختلفه ، در عقايد خاصهء خود از آنها استفاده مىكند . بنابراين ، نه ظواهر كتاب حجت است نه