مىفرمايد : بگو ، يا رسولاللَّه : اگر خدا را دوست داريد از من تبعيت نماييد تا خدا شما را دوست بدارد .
از اين روى كسى كه خدا را دوست دارد ، خدا او را دوست خواهد داشت ، و كسى كه خدا را دوست داشته باشد از ايمن شدگان خواهد بود ، و اين يك مقام مكنون و پوشيدهاى است كه جز پاكان كسى آن را لمس نمىكند .
و در روايت ديگرى كه در كتاب « كافى » از آن حضرت به همين مضمون نقل مىكند ، قسم اول كه عبادت براى طلب ثواب مىباشد ، به عبادت اجيران و مزدوران معرفى شده است .
به هرحال ، تنها راه محبت و مهر است كه نفس محب را به واسطهء انجذابى كه به سوى محبوب پيدا مىكند مجذوب وى نموده و همه چير حتى خودش را از لوح دلش محو كرده ، و شعور و ادراكش را تنها و تنها به محبوب اختصاص دهد .
و از اينجا روشن است كه معرفت حقيقى حق سبحانه جز از راه « حبّ » صورت نمىگيرد ، زيرا چنانكه گذشت ، معرفت حقيقى راهى جز نسيان ماسوى ندارد .
همين مطلب را با حديث ديگرى كه از احاديث « معراج » است مىتوان تأييد كرد :
يا أحمد ، هل تدري أيّ عيش أهنى ؛ و أيّ حياة أبقى ؟ قال : اللهم لا ، قال : أمّا العيش الهنيء ، فهوالذي لايفتر صاحبه عن ذكري ، و لا ينسى نعمتي ، و لا يجهل حقّي ، يطلب رضاي في ليله و نهاره .
و أمّا الحياة الباقية ، فهي التي يعمل لنفسه ، حتى تهون عليه الدنيا و تصغرفي عينه ، و يعظّم حق عظمتي ، و يذكر عملى به ، و يراقبني باليل و النهار عند كل سيئة و معصية ، و ينقّي قلبه عن كلّ ما أكره ، و يبغض الشيطان و وساوسه ، ولايجعل لأبليس على قلبه سلطاناً و سبيلًا .
فاذا فعل ذلك أسكنت قلبه حباً حتى أجعل قلبه لي ، و فراغه و اشتغاله و همّه و حديثه من النعمة التى أنعمت بها على أهل محبّتي من خلقي ، وأفتح عين قلبه و
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٣