تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
حقّ قدره . قيل له : فكيف سبيل التوحيد ؟ قال : باب البحث ممكن ، و طلب المخرج موجود ؛ إنّ معرفة عين الشاهد قبل معرفة صفته ، و معرفة صفة الغائب قبل معرفة عينه . قيل : و كيف يعرف عين الشاهد قبل صفته ؟ قال : تعرفه و تعلم علمه ، و تعرف نفسك به ، و لاتعرف نفسك بنفسك من نفسك ، و تعلم أنّ ما فيه له و به ، كما قالوا ليوسف : إنّك لأنت يوسف . قال : أنا يوسف ، و هذا أخي ، فعرفوه به و لم يعرفوه بغيره و لاأثبتوه من أنفسهم بتوهّم القلوب ؛ « 1 » هر كس گمان برد كه خدا را با توهّم قلوب ( تصور ذهنى و فكر ) مىشناسد مشرك است ، و هركس گمان برد كه خدا را با اسم مىشناسد - نه با مسمى - به طعن خود اقرار نموده است ، زيرا اسم امرى است حادث ( پس او خدا را حادث فرض كرده ) ، و هركس گمان برد كه اسم و مسمى را با هم مىپرستد ، براى خدا شريك قرار داده . و هر كس گمان برد كه خدا را از راه توصيف فهميده و مىپرستد ، بىاين‌كه خود مسمى را يافته و درك كرده كار را به غايب ( محدود ) برگردانيده ( و خدا غايب نيست ) ، و هركس گمان برد كه صفت و موصوف را با هم مىپرستد توحيد را ابطال كرده ، زيرا صفت غير از موصوف است ، و هر كس گمان برد كه موصوف را به صفت نسبت داده و از اين راه پرستش مىكند بزرگ را كوچك شمرده و خدا را در جايى كه بايد و شايد قرار نداده است . به حضرت عرض شد : پس راه توحيد چگونه است ؟ فرمود : اين نوع بحث ممكن است . و خواست رهايى از اين بن‌بست موجود است ( يعنى مانعى از معرف حقيقى نيست ) چون عين و ذات آن‌كه شاهد و حاضر است ، پيش از صفتش شناخته
هامش
( 1 ) تحف العقول
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 170 | السيد محمدحسين الطباطبائي