كوشش تحصيل شود ، تنها به واسطهء لياقت ذاتى و استعداد فطرى ، و به عبارت ديگر از راه اختصاص الهى و اختيار ربّانى ، به دست آمده و تلاش انسانى در آن تأثيرى ندارد .
ولى در عين حال مرتبهاى از ولايت ، يعنى انكشاف اين واقعيت باطنى ، براى افراد ديگر غير از امام نيز ممكن است و مىتوان بعضى از مراتب ولايت الهيه را با تلاش و كوشش به دست آورد 120 .
بسيارى از ما ، جمعى از مردان خدا را از راه تاريخ يا از راه مشاهده سراغ داريم ، كه حق سبحانه پردهء غفلت را از پيش چشمشان برداشته و به واسطهء يك جذبهء باطنى پر و بال توحيد باز كرده و در آسمان حقايق به پرواز درآمدهاند ، و يا توفيق خدايى پيدا كرده و به واسطهء تطهير باطن و تهذيب نفس خود ، از اين جهان دل كنده و راهى به عالم بالا باز كردهاند .
البته اينها تا اندازهاى مسموعاتى است كه پايهء بحثها و نتايج علمى را نمىتوان روى آنها استوار كرد و به آنها استدلال نمود ، ولى از راه كتاب و سنت مىتوان اين مطلب را كشف كرد و به حد كافى توضيح داد - چنانكه مقصد ما هم همين است . تنها به عنوان نمونه به ذكر چند خبر از طرق ائمهء اهل بيت عليهم السلام پرداخته و به اثبات اين مطلب مىپردازيم :
از كلام امام ششم عليه السلام - قطعهاى است از حديث سدير :
من زعم أنّه يعرف اللَّه بتوهّم القلوب فهو مشرك ، و من زعم أنّه يعرف اللَّه بالاسم - دون المعنى - فقد أقرّ بالطعن لأنّ الاسم محدث ، و من زعم أنّه يعبد الاسم و المعنى فقد جعل مع اللَّه شريكاً ، و من زعم أنّه يعبد بالصفة لا بالإدراك فقد أحال على غائب ، و من زعم أنّه يعبد الصفة و الموصوف فقد أبطل التوحيد لأنّ الصفة غير الموصوف .
و من زعم أنّه يضيف الموصوف إلى الصفة فقد صغّر بالكبير و ما قدروا اللَّه
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٩