مثلًا مقرراتى كه در دايرهء كار به كارگر و كارفرما حكومت مىكند و در اثر آنها كارگر كار را انجام داده و به عنوان اجر و مزد پولى از كارفرما دريافت مىدارد .
مقررات نامبرده را اعمال طرفين « كار كارگر و عكسالعمل كارفرما » و اعمال طرفين را ، حس احتياج و بالاخره هدف زندگى انسانى در كارگر و كارفرما ، يعنى بقاى وجود به وجود آورده است . و اگر چنانچه هدف و آرمانهاى حقيقى زندگى نبود ، هرگز در جهان از اين افكار اجتماعى كه در قالب امر و نهى و در شكل مقررات جلوه نمودهاند ، خبرى نبود .
به هر گوشه و كنار قوانين و مقررات و آداب و رسوم زندگى كه در جامعهء انسانى داير مىباشد نگاه كنيم ، همين حقيقت مشهود بوده و مورد عنايت است ، حتى افكار فردى ، كه انسان در مقاصد خود به كار مىبرد . همان حال را داشته و روى حقايقى استوار است .
چنانكه ممكن است انسان يك عمرزندگى كرده ، و از خوردنوآشاميدن و پوشيدن و سكنى و ازدواج برخوردار شده ، و در همهء اين مراحل ، تنها لذايذى را كه چشم و گوش و لمس و غيره نايل مىشوند در نظر گرفته ، و از هدف آخرى و حقيقى كه همهء اين اعمال در راه او ، و همهء اين لذايذ در مقدمات تحصيل اوست غفلت داشته باشد .
ولى دستگاه آفرينش ، از هدف خود غفلت نكرده و در زير پرده كار خود را انجام مىدهد .
به همين ترتيب ، احكام و نواميس دينى - كه يك دسته از آنها همان مقررات اجتماعى مىباشد - در ظاهر ، يك سلسله افكار اجتماعى مىباشند . ارتباط آنها با سعادت و شقاوت اخروى - و به عبارت سادهء دينى ، با نعمتهاى بهشتى و نقمتهاى دوزخى - منوط به واقعيتهايى است كه به واسطهء عمل به آن نواميس و مقررات يا ترك آنها در انسان به وجود آمده ، و در پس پردهء حس ذخيره شده ، و پس از انتقال وى به نشئه آخرت و پاره شدن پردهء غفلت و حجاب انيّت براى انسان ظاهر و مكشوف
شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٦٦