صور عارية عن الموادّ ، خالية عن القوّة و الاستعداد ، تجلّى لها فأشرقت ، و طالعها فتلألأت ؛ « 1 »
عالم بالا صورتهايى است كه از مواد عارى هستند ، و از قوه و استعداد خالى ، خدا به آنها تجلّى كرده ، و در اثر تجلّى روشن شدهاند و به آنها نمايان شده ، و در نتيجه تلألؤ پيدا كرده ، و پرتوانداز شدهاند .
اشاره به تجرّد اصطلاحى ( تجرّد از ماده ) عالم بالاست ، و البته فقدان ماده مستلزم فقدان خواص ماده خواهد بود كه قوه و استعداد بوده باشد .
خاصيتِ موجود مفارق ماده ، اين است كه هر كمالى كه براى آن امكان دارد ، در اول وجود با آن همراه و موجود است ، ديگر به واسطهء حركت و انتقال از حالى به حالى :
چيزى را از دست داده و چيزى را به دست نمىآورد ، چنانكه خاصيت عمومى ماديات همين است .
لازم اين مطلب هم اين است كه هر نورانيّت وجودى و تجلّى ربوبى كه بر آيينهء ذات آن افتد ، بىاينكه مقدارى از آن را در مخزن استعداد و قوهء خود نگاه دارد ؛ مانند آيينهء صيقلى ، همه را پس داده و به خارج از خود منعكس سازد .
هامش
( 1 ) غررالحكم و درر الكلم