تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
نفى صفات از اوست ، زيرا هر صفتى شهادت مىدهد كه غير از موصوف است ، و هر موصوفى شهادت مىدهد كه غير از صفت مىباشد . پس كسى كه خدا را وصف كرد ، او را قرين صفت كمالش قرارداده است ، و هركس او را قرين قرار داد ، دوتايش كرده است ، و هر كس دوتايش كرد ، تجزيه‌اش كرده است ، و هر كس تجزيه‌اش كرد ، او را نشناخته و مجهولش قرار داده است ، و هر كس او را نشناخته و مجهولش قرار داد در وصف خود به وى اشاره كرده است ، و هر كس به وى اشاره كرد محدودش گرفته است ، و هر كس محدودش گرفت او را به شمارهء عددى آورده است . در اين كلام ، به بيان مراتب معرفت پرداخته شده ، و توضيح داده شده كه معرفت خداى تعالى ، پنج مرتبهء متفاوت دارد ، كه هر كدام بالاى ديگرى قرار گرفته و بالاترين همه ، مرتبهء نفى صفات است . ماحصل سخن اين‌كه : اول دين اين است كه انسان خدايى را اثبات كرده ، و مورد اعتقاد قرار دهد ، چنين كسى خدا را به خدايى شناخته و به آن معرفت پيدا كرده است ، و معرفت فىنفسه ، مختلف و متفاوت مىباشد ، و كمال آن اين است كه آثارى بر او مترتب شده ، و كشف از تحقّق وى نمايد . پس معرفت خدا به خدايى ، وقتى كامل مىشود كه انسان نسبت به وى ، در مقام خضوع برآمده ، و داخلًا و خارجاً براى او كرنش كند . و اين تصديق عملى ، وقتى كامل خواهد شد كه خدا را در خدايى خود يگانه قرار دهد ، و گرنه تعدد و اشتراك پيدا كرده و تصديق مزبور ، به حسب تعدد خدايان مفروض ( تبعّض ) پيدا خواهد كرد . و توحيد وقتى كامل خواهد شد ، كه او را در يگانگى خود خالص قرار دهيم ، به نحوى كه هيچ‌گونه شائبهء كثرت ، و عارضه تركّب و تعدّد ، روا نداشته باشيم . و گرنه خدايى كه مبدأ هر آفرينش و رفع كنندهء هر نياز و حاجتى فرض شده ، خود نيازمند و