در اينجا مباحث ديگرى هست كه شايد تا جايى كه فرصت اجازه دهد دربحث پيرامون شيطان متعرض پارهاى از آنها بشويم .
شيطان
وجود شيطان نيز از امور مسلّم آيين اسلام بلكه سايراديان است . درروايات فراوان و آيات متعددى ويژگىهاى شگفتى براى اين مخلوق بيان شده است ، وسخن همهجانبه درباره شيطان آن است كه بگوييم : اسلام همان گونه كه موجودات نامحسوس فراوانى را به اثبات مىرساند كه بر همه جهات عالم گمارده شدهاند ، به خوبىها دعوتكننده ، و به نيكىها هدايت نمايند و بركات را نازل كنند و آنها را « فرشته » ناميد ؛ و درنتيجه فرشته موجودى نامحسوس خواهد بود كه به نحوى مبدأ خوبىها و نيكىها و بركات است . همچنان موجودات نامحسوس ديگرى را به اثبات مىرساند كه برآدمى و غير او گمارده شدهاند ، و به بدىها دعوت مىكنند و به سوى هر نوع گناه و نافرمانى هدايت نمايند ، و آنها را « شيطان و فرزندان او » نام نهاد ، و بنابراين شيطان موجود نامحسوسى خواهد بود كه به نحوى مبدأ بدىها و گناهان است .
حال گوييم : اگر يك معصيت را در نظر بگيريم ، آن معصيت « مخالفت » خواهد بود ؛ ومخالفت تنها در صورتى تحقق مىيابد كه اطاعت و موافقتى درجاى آن ، تصور شود . و از طرفى موافقت نمودن به وسيلهء طاعت ، با شباهت فعلى به فعل ديگر حاصل نمىشود ؛ بلكه به طور مثال به واسطهء مطابقت فعل با آنچه يك فرمانده و امركننده با فرمان خود اراده نموده است ، مىباشد ؛ و روشن است كه فرمان لفظى ، موضوعيتى ندارد و تنها براى رساندن « امر » به مأمور مىباشد ، ولذا فرمان عقلى ، مانند فرمان لفظى است ، فرمان يك امر اعتبارى است كه براى رسيدن به تحقق فعلى كه از ديگرىخواسته شده ، با انگيزش و تحريك اعتبارى مأمور به طرف فعل مورد نظر ، اعتبار شده است . و چون