روايتى كه در كافى از سالم از امام صادق عليه السلام نقل است : « . . . سپس جان او گرفته در بهشت قرارداده شود ، آنجا كه مسكنش راديد ، آنگاه به او گفته شود : با شادمانى بخواب . نسيمى از بهشت به طور مداوم پيكر او را مىنوازد ، و او از لذت و بوى خوش آن بهرهمند مىگردد تا زمانى كه مبعوث شود » . « 1 »
در حقيقت نسبت بهشت آخرت به برزخ و نيز نسبت برزخ به دنيا ، مانند نسبت بيدارى به خواب است ؛ و همچنين خواب فرشتگان مانند خواب چشمها و غفلت عقلها نيست ؛ بلكه حالتى است كه در مقايسه با آنچه خداوند سبحان بر آن است ، مانند خواب در مقايسه با بيدارى مىباشد ، زيرا كسى كه فاقد چيزى است ، نسبت به آن در خواب مىباشد . حاصل آنكه زندگانى فرشتگان با نسيم عرش است ، كه همان ذكر « سبحان اللَّه » و « لا إله إلّااللَّه » باشد ؛ و دانستيم كه عرش همان مشاهده توحيد و تنزيه است ، پس قوام وجود آنها به آن خواهد بود . بنابراين ، حجاب ماده دربرابر آنها نيست .
آمدى در كتاب غررالحكم به نقل از كتاب مناقب آورده است :
سُئِلَ عَنِ اْلعالَمِ الْعِلْوِيِّ ، فَقالَ : صُوَرٌ عارِيَةٌ مِنَ الْمَوادِّ ، خالِيَةٌ عَنِ الْقُوَّةِ وَ الاسْتِعْدادِ ، تَجَلىَّ لَها فَاشْرَقَتْ وَ طالَعُها ، فَتَلأْلأَتْ ، وَألْقى في هُوِيَّتِها مِثالَهُ فَاظْهَرَ عَنْها أَفْعالَهُ ؛ « 2 »
از امير المؤمنين عليه السلام دربارهء عالم بالا سؤال شد . آن حضرت فرمود : صورتهايى است برهنه از ماده و تهى از قوه واستعداد . خداوند براى آنها تجلى نمود ، پس تابناك شدند و بر آنها واقف گشت ، پس درخشان شدند و نمونه خود را در آنها قرار داد ، پس افعالش را از آنها بروز داد .
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 3 ، كتاب الجنائز ، ص 241 - 242 ، ح 1
( 2 ) . غررالحكم ، ج 4 ، ص 218 ، شماره 5885