بداهت عقل ، حكم به تزاحم ميان امور مادّى و جسمانى مىكند . همچنين آنها ديده نمىشوند ، لمس نمىگردند و دراحساس نمىآيند و ساير احكام مادّه را نيز ندارند .
بنابراين ، فرشتگان اجسام مادّى نيستند ، بلكه امور مادى يك نسبتى با آنها دارند .
و اينكه گاهى گفته مىشود : « خداوند سبحان مىتواند امورى مادى را از آنها برگرداند ، به طورى كه آنها را احساس نكنند و تزاحمىميان آنها به وجود نيايد ؛ و مىتواند نيروى ديدن فرشتگان وارتباط را با آنها را دربرخى از انسانها قرار دهد تا فقط آنان بتوانند فرشتگان را ببينند و با آنها سخن بگويند » . سخنى است كه گرچه ظاهرآن شبيه كلام مسلمانان منقاد دين است ، امادر حقيقت ، اساس دين را ويران مىسازد ؛ زيرا اگر چنين خطاى بزرگى در احساس روا باشد ، ما راهى براى اثبات پيامبر و كتاب و دين و اعجاز نداشته و به سوفسطائيان خواهيم پيوست ؛ و توحيد ثابت نمىشود تا نوبت به سخن درباره فرشتگان برسد ؛ علاوه بر آنكه بداهت عقل آن را ردّ مىكند .
و اما اشتباه حواس كه درجاى خود آن را به اثبات رساندهايم ، درواقع اشتباه در حكمى است كه همراه آن مىباشد ، نه درصورت محسوسى كه نزد حس حاصل است . مثلًا هنگام ديدن ستارگان ، حجم نقطه سفيدى كه نزد حس مىباشد به وضوح همين اندازه كوچك است ؛ و خطا تنها در اين حكم ماست كه : ستارهاى كه در خارج مىباشد حجمش همين اندازه است ، بنابر مقدار حجمى كه احكام زواياى مثلثى براى ستارگان اثابت مىكند .
د ) روايات فراوانى كه درباره عصمت ذاتى فرشتگان است :
اين حقيقت در قرآن كريم نيز بيان شده است :
« بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ * لا يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ »
« 1 »
هامش
( 1 ) . انبياء ، آيات 26 - 27