حال اگر فرشتهاى كه براى ما سخن مىگويد ، يك امر مادى باشد ، لازم مىآيد دو چيز ، متحد بوده و يك چيز باشند ، و اين نشدنى است . بنابراين ، آن فرشته يك موجود مثالى است ، و در اين صورت ، آن نحوه اتحاد كه محال و نشدنى بود ، لازم نمىآيد ، زيرا يكى درطول ديگرى است . ( دقت شود . ) اين بيان را براى مثالى بودن شيطان فتنهانگيز نيزمىتوان ذكر نمود .
ب ) روايات مربوط به نكير و منكر و . . . :
در روايات فراوانى سخن از وجود فرشتگانى است كه پس ازمرگ در برزخ بر روح انسان گمارده شدهاند ، مانند : نكير و منكر ، بشير و مبشر و فرشتگان بهشت و آتش ، و فرشتگانى كه روح او را بالا مىبرند ؛ و چون برزخ از عالم مثال است ، اين فرشتگان نيز مثالى مىباشند .
ج ) روايات مربوط به خلقت شگفت فرشتگان :
در نهجالبلاغه دربارهء فرشتگان آمده است :
وَ مِنْهُمُ الثَّابِتَةُ فِي الأَرَضينَ السُّفْلى أَقَدامُهُمْ ، وَالْمارِقَةُ مِنَ السَّماء الْعُلْيا أَعْناقُهُمْ ، وَ الْخارِجَةٌ مِنَ الأَقْطارِ أَرْكانُهُمْ ، وَالْمُناسِبَةُ لَقَوائِمِ الْعَرْشِ أَكْتافُهُمْ ؛ « 1 »
بعضى از فرشتگان پايشان در طبقات پايين زمين ثابت است ، و گردنهاشان از آسمان بالا گذشته ، واركان وجودشان از اقطار جهان بيرون رفته است ، و كتفهاى آنها براى حفظ پايههاى عرش خدا آماده است .
و در تفسير قمى از جابر نقل است كه امام باقر عليه السلام فرمود :
كانَ بَيْنا رَسُولُاللَّهِ جالِساً وَ عِنْدَهُ جِبْرِئيلُ عليه السلام إِذْ حانَتْ مِنْ جِبْرِئيلَ نَظْرَةٌ قِبَلَ السَّماءِ ، فَانْتَقَعَ لَوْنُهُ حَتَّى صارَ كَأَنَّهُ كُرْكُم ، ثُمَّ لاذ بِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم ، فَنَظَرَ رَسُولُاللَّهِ إلى حَيْثُ جِبْرِئيلَ ، فَإِذا شَيءٌ قَدْ مَلأَ بَيْنَ الخافِقَيْنِ مُقْبِلًا حَتَّى كانَ كَقابٍ مِنَ
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ( صبحى صالح ) ، خطبه 1 ، ص 41