مقصود خداوند از نشستن آن دو فرشته در طرف راست و چپ ، دل و جان آدمى ، كه همان سعادت و شقاوت اوست ، مىباشد ؛ و داراى دو گوش بودن آن ، به لحاظ شنوايى و فرمانبردارىاش از دعوت كننده به نيكى ودعوت كننده به بدى مىباشد .
و اين جملهء امام عليه السلام در روايت ابى بصير كه : « روح ايمان از اوجدا شود » و نظائر آن كه فراوان در روايات آمده است ، نشان مىدهد كه اين ارواح به نحوى با نفس متحدند ، در نتيجه ، قوام بخش جهات نفس خواهند بود .
از انضمام درروايت اخير ، استفاده مىشود كه روح ايمان همراه يك فرشته است ، و روايت ذيل كه در اصول كافى و تفسير عياشى از امام صادق عليه السلام نقل است نيز براين معنا دلالت دارد :
ما مِنْ مُؤْمِنٍ إِلّا وَ لِقَلْبِهِ أُذْنانِ في جَوْفِهِ : أُذُنٌ يَنْفُثُ فيها الْوَسْواسُ الْخَنَّاسُ ، وَأُذُنٌ يَنْفُثُ فيهَا الْمَلَكُ ، فَيُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤمِنَ بِالْمَلَكِ ، فَذلِكَ قَوْلُهُ :
« وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ »
« 1 »
هيچ مؤمنى نيست مگر آنكه قلبش از درون ، دو گوش دارد : گوشى كه وسوسهكننده نهانشونده در آن دمد ، و گوشى كه فرشته درآن دمد ، وخداوند مؤمن را به وسيله فرشته ، تقويت كند ، و همين است گفتار خداوند : آنها را به وسيلهء روحى از جانب خود ، تقويت نمود .
در روايات فراوانى آمده است : « روحالقدس فرشته است و چه بسا مؤمن را تقويت كند ، كه شاهد ديگرى است بر مطلب مذكور .
خلاصه آنكه در قلبهاى ما ، هنگامى كه نيكى يا بدى به آن الهام مىشود ، جز خطورات ذهنى كه حديث نفس ماست ، چيز ديگرى وجود ندارد ؛ و همين حديث نفس ، سخن فرشته يا شيطان است ، و چون يك سخن است ، گويندهء آن نيز يكى است .
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 321 ، ح 110