الأَرْضِ . . . قالَ : هذا إِسْرافيلُ حاجِبُ الرَّبِّ ؛ « 1 »
رسول اكرم نشسته بود و جبرئيل نيز درحضور ايشان بود كه ناگهان جبرئيل نگاهى به آسمان نمود ، و رنگش پريد و چون زعفران زرد شد ، آنگاه به رسول خدا پناه آورد .
پيامبر اكرم به همانجا كه جبرئيل نگاه كرد ، نظرنمود . ناگاه شيئىكه شرق و غرب را پركرده بود ، به سوى زمين آمد و به آن نزديك شد . . . جبرئيل گفت : اين اسرافيل ، پردهدار خداست .
در توحيد نقل است كه از امام صادق عليه السلام دربارهء آيهء :
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى »
« 2 » ( در آنجا برخى از آيات بزرگتر پروردگارش را مشاهده نمود ) ، سؤال شد ، و آن حضرت در پاسخ فرمود :
رَأى جِبْرِئيلَ عَلى ساقِهِ الدُّرُّ مِثْلَ الْقَطْرِ عَلَى الْبَقْلِ ، لَهُ سِتُّ مائة جَناحٍ قَدْ مَلَأَ ما بَيْنَ السَّماءِ إِلَى الأَرْضِ ؛ « 3 »
جبرئيل را ديد كه مانند قطرات شبنم روى گياه ، برساق پايش مرواريد بود ، وششصد بال داشت كه فاصله ميان آسمان و زمين را پركرده بود .
و روايات بى شمارى از نزول و رفت و آمد فرشتگان سخن مىگويد و اينكه تعداد بىحسابى از آنها درهوا و زمين و مكانهاى مقدس ، سكونت دارند ، و اينكه آنها با قطرههاى باران پايين مىآيند ، و با هر شخص و با هر عملى [ هستند ] و هر شب قدر هزاران فرشته است كه جز خداوند كسى تعداد آنها رانداند .
سياق اين روايات ابا از آن دارد كه بگوييم : رفت و آمد و تغيير و تحولات جهان ما ، در آنها اثر مىگذارد . آنها زير گامهاى ما پايمال و له نمىشوند ، و حركت اجسام رخنهاى در بدن آنها به وجود نمىآورد ، با آنكه آنها زمين و هوا را پر كردهاند . از طرفى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 56 ، ص 250 ، ح 8 ؛ تفسير على بن ابراهيم قمى ، ج 2 ، ص 27 ؛ بنى اسرائيل ، آيه 80 - 95
( 2 ) . نجم ، آيهء 18
( 3 ) . توحيد ، باب 8 ، ص 116 ، ح 18