شايان ذكر است ، كه در كتاب و سنت ، نصوص متواترى دلالت دارد بر اينكه : اين آسمانهاى هفتگانه ، آكنده از فرشتگان است ؛ گروهى از آنها دربان درهاى آن ، و گروه ديگر نگاهبانان آنند ؛ و دسته سوم به عبادت و پرستش حق اشتغال دارند ، درحال ركوع يا سجده يا قياماند ، و يا آنكه شيداى حقند ؛ و برخى از آنها در سيرند ، امر الهى را پايين آورند و يا خبرها و كتابها را بالا مىبرند ، و يا با الواح واعمال ، از آسمانى به آسمان ديگر تا فراتر از آسمان هفتم ، صعود مىنمايند ؛ و در آنجا « سدرة المنتهى » است كه اعمال آدميان بدان رسد ، و بهشتى كه جاىگاه مؤمنان است و درياهاى نوروحجاب ، نزد آن مىباشد ؛ و گروهى از فرشتگان كه سرآنها زيرعرش وپايشان درقعر زمين هفتم قرار دارد ؛ و روح برخى از انبياء و اولياء در آسمان سكونت دارد ، و مطالب ديگر .
و همانطور كه خواهد آمد ، هيچ يك از اين موجودات ، مادى نيستند ، بلكه يا اجسامىلطيف ، جداى از ماده و مثالى هستند ، و يا جوهرهايى كه مجرد تاماند . از اين رو ، حقيقت امر از دو صورت خارج نيست :
صورت اول : اين كه جاى گرفتن آنها در اين مكانها ، مانند قرارداشتن آتش برزخ در برهوت ، « 1 » و قرار داشتن بهشت برزخ در وادى السلام و در ميان مرقد پيامبر و منبرآن حضرت باشد ؛ و نيز مانند باغى از باغهاى بهشت بودن قبر ، و يا گودالى از گودالهاى آتش بودن آن ، و اين همان تحقق داشتن امرى درباطن امر ديگر است .
صورت دوم : اين كه اين آسمانها ، امور برزخى باشند ، همان گونه كه از برخى روايات به دست مىآيد .
اما ظاهر روايات آن است كه درجهان مادّى ما ، زمينها و آسمانها مادى وجود دارد ؛ و بنابر هر دو صورت ، زمين و آسمان غيرمادى ثابت مىشود .
ازجمله احاديثى كه به وضوح براين مطلب دلالت دارد ، روايتى است كه در كتاب غارات « 2 » از ابن نباته نقل شده است كه از اميرالمؤمنين سؤال شد : ميان آسمان و زمين
هامش
( 1 ) . برهوت : چاه عميقى درحضرموت است كه ارواح كافران در آن قرار دارند
( 2 ) . غارات ، ج 1 ، ص 188